گیتی گهر

یادداشت های یک پژوهشگر جامعه شناسی

گیتی گهر

یادداشت های یک پژوهشگر جامعه شناسی

گیتی گهر

علاقه مند به حوزۀ جامعه شناسی (خصوصا جوانان) و IT (سئو، بلاگینگ و تولید محتوا)
اینجا از هر دو حوزه می نویسم؛ هر آنچه برام جالبه و فکر می کنم میتونه مفید باشه به اشتراک می گذارم.
در زمینۀ IT هم حرفهایی دارم که البته در مقابل بزرگان این حوزه، صرفا وقت گذرونیه :-)

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
  • از نظر مباحث فرانظری می‌توان آن‌ها را در میانه طیف طبیعت گرایان /اثبات گرایان از یک سو و پساساختارگرایان از سوی دیگر و در مباحث محتوایی روابط بین الملل در «میانه » دو بخش جریان اصلی یعنی واقع‌گرایی و لیبرالیسم قرار داد.

فرانظریه سازه‌انگارانه

  • هستی شناسی:
  • سازه‌انگاران کانون بحث را در ر.ب از معرفت شناسی به هستی شناسی منتقل کردند.
  • توجه سازه‌انگاران به انگاره‌ها ، معنای ، قواعد و رویه‌هاست.
  • تاکید آن‌ها بر نقش تکوینی عوامل فکری ان‌ها را دربرابر مادیگرایی حاکم بر بر جریان اصلی در روابط بین الملل قرار می‌دهد ، به دلیل پذیرش اهمیت واقعیت مادی آن‌ها را از پساساختارگرایان متمایز می ‌کند.
  • در مدل گشتاری (transformational) دیوید دسلر ، ساختار ب ی ، هم شامل منابع ( به معنای خصوصیات فیزیکی تشکیل دهنده‌ی توانایی ) است و هم قواعد  .==‹ استفاده از منابع و توانمندی‌ها در چهارچوبی معنایی صورت می‌گیرد.
  • قواعد دو دسته است : 1- تکوینی 2- تنظیمی
  • قواعد تنظیمی در شرایط تعریف شده رفتارهایی را تجویز می‌کنند و عدم پیروی از آن‌ها با مجازات همراه است.
  • قواعد تکوینی اشکال جدید رفتار را خلق یا تعریف می‌کند و عدم پیروی از آن‌ها باعث فهم ناپذیری کنش می‌شود.
  • هر دو دسته از قواعد واجد مدلولات متقابل اند یعنی قواعد تکوینی مدلولات تنظیمی دارند و بر عکس.
  • آدلر:«چگونه شکل دادن جهان مادی به کنش انسانی و شکل گرفتن جهان مادی توسط کنش و تعامل انسانی وابسته به نفاسیر پویای هنجاری و معرفت شناختی جهان مادی است . این به معنای نقش جهان مادی در برساختن جهان اجتماعی است.
  • ونت: با وجود آن‌که توانمندی‌های مادی اهمیت دارند ، اما می‌توان به شکلی فرهنگی تر در مورد مفهوم «ساختار» اندیشید و به جای تصویر بدبینانه ناشی از تمرکز بر قدرت ، با تاکید بر بعد فرهنگی ساختار به امکانات جدید برای تغییر رسید.
  • جان راگی : کانون توجه سازه‌انگاری «آگاهی بشری» و نقشی است که این آگاهی در ر.ب ایفا می‌کند.از دید او بلوکهای ساختمانی واقعیت ب ی ، هم فکری ‌اند هم مادی ، و هم نیت‌مندی جمعی و هم نیت‌مندی فردی را منعکس می‌کنند.
  • همان‌گونه که در روابط میان افراد در جامعه فهم‌های بیناذهنی وجود دارد ، در روابط میان دولت‌‌ها هم چنین فهم‌هایی وجود دارد و این‌ها واقعیت اجتماعی‌اند
  • تاکید دارد که اینها واقعیتی‌اند که چون همه کنش‌گران مربوطه در مورد وجود آنها اتفاق نظر دارند ، خلق می‌شوند.
  • نیکلاس اونف: سازه‌انگاری« دوگانگی دکارتی ذهن و ماده »را می‌پذیرد  اما در عین حال مفروضه‌های تجربه گرایانه و واقع‌گرایانه علوم را به چالش می‌کشد.==‹ما نمی‌توانیم همه ویژگی‌های جهان را مستقل از گفتمان راجع به آن بشناسیم .
  • شرایط مادی نیز اهمیت دارد و نمی‌توان همه چیز را به امر ذهنی تقلیل داد.
  • ونت :
  1. جهان مستقل از ذهن و زبان ناظران منفرد وجود دارد
  2. نظریه‌های علمی نوعا به این جهان اشاره دارند.
  3. حتی اگر این جهان مستقیما قابل مشاهده نباشد.

==‹ میان انواع طبیعی و انواع اجتماعی تفاوت است :

  •  انواع اجتماعی از نظر زمانی و مکانی خاص‌ترند.
  • انواع اجتماعی وابستگی بیشتری به اعتقادات کنش‌گران دارند
  • انواع اجتماعی بیشتر وابسته به رویه‌های انسانی‌اند.
  • اونف : (توجه به بعد مادی ) : قواعدند که عوامل مادی را به منابع تبدیل می‌کنند ، زیرا برخی از کارگزاران فرصت آن را می‌دهند که از مواردی که بر اساس قواعد به آن‌ها دسترسی دارند ، برای ایجاد قواعد جدید که به نفع خودشان است استفاده کنند.
  • ونت: شرایط مادی مستقل از انگاره‌ها حداکثر دو تاثیر قوام بخش یا تکوینی خاص خود را دارند ، یکی« تعریف محدودیت‌های فیزیکی امکان پذیری » و دیگری کمک به تعریف « هزینه‌ها و سودهای سایر جریانات بدیل » در عین حال نباید به «شرایط کفتمانی » که به این شرایط مادی معنا می‌دهند بی‌توجه بود.
  • نولیبرال‌ها و نوواقع‌گراها عوامل تعیین کننده اصلی را در سیاست ب ، توزیع توانمندی‌های مادی می‌دانند.اما به نظر ونت آن‌‌چه وزن نسبی جنبه‌های مادی و فکری را تعیین می‌کند باید در سطح نظری و فلسفی تعیین شود ، نه در سطح پژوهش تجربی.
  • سازه‌انگاران بر نقش فرهنگ در ر.ب تاکید دارند و به این نتیجه می‌رسند که بدون توجه به فرهنگ سیاسی جهانی استاندارد کننده نمی‌توان ثبات بالای نظام دولتی و کاهش تنوع اشکال سیاسی را توضیح داد.در عین حال تاکید دارند که همه چیز را به زبان و گفتمان تقلیل نمی دهند.
  • برای سازه‌انگاران ساختار و کارگزار به شکلی متقابل به یکدیگر قوام می‌بخشند . ونت : ساختار جدا از فرایند یعنی جدا از رویه های کنش‌گران وجود ندارد.
  • ونت : ساختارگرایی نوواقع‌گرایان در بعد هستی شناسی در واقع ساختارگرایانه نیست ، بلکه ساختار نظام ب را بر مبنای واحدهای تشکیل دهنده به این واحدها ، یعنی دولتها ، تقلیل می‌دهد ، بنابراین تقدم هستی شناختی با دولت‌ها (کارگزاران ) است .در نگاه ساختارگرایانه نظام جهانی ( والرشتاین ) دولت‌ها هستند که نسبت به ساختار وجه ثانویه می‌یابند ، این دو برداشت هردو یکجانبه گرایانه است.==‹ در مقابل این دو برداشت ساختار یابی قرار می‌گیرد که بر قوام‌بخشی متقابل کارگزار و ساختار تاکید دارد ==‹ این ما را از جبرگرایی ساختاری می‌رهاند و درعین حال به دام اراده‌گرایی نیز نمی‌افتیم.
  • از نظر اونف انچه قوام متقابل میان ساختار و کارگزار را ممکن می‌سازد ، قواعد است.
  • تاکید اونف بر قوام متقابل میان کنش‌گران و ساختار همراه با توجه به اعمال و رویه‌های کارگزاران است و برهمین اساس است که قواعد و هنجارها در نظریه او اهمیت خاصی می‌یابند.
  • هویت کنش‌گران در کانون رهیافت سازه‌انگاری است . هویت عبارت است از فهمها و انتظرات در مورد خود که خاص نقش است.
  • هویت‌ها را می‌توان به شکل ماهوی ، یعنی جدا از بستر اجتماعی آن‌ها ، تعریف کرد . ان‌ها ذاتا اموری رابطه‌ای (RELATIONAL)هستند ، و باید به عنوان مجموعه‌ای از معانی تلقی شوند که یک کنشگر با درنظر گرفتن چشم‌انداز دیگران به عنوان یک ابژه اجتماعی به خود نسبت می‌دهند.
  • اعمال اجتماعی فرایندهای علامت دادن ، تسفسیر، پاسخ‌اند که در بستر آنها شناخت مشترک حاصل می‌شود و یادگیری اجتماعی رخ می‌دهد.
  • کنشگران با مشارکت در معانی جمعی هویت کسب می‌کنند ، این هویت‌ها متفاوت و متحول اند که به منافع و رفتارهای کنشگران شکل می‌دهد.
  • به بیان ونت مشکله هویت این است : «آیا و تحت چه شرایطی هویت‌ها جمعی وو یا خود محورتر می‌شوند ؟یعنی احساس یگانگی دولت‌ها نسبت به هم بیشتر می‌شود و یا به عکس از هم دورتر و روابطشان خود محورتر می‌شود.==‹واقعیت ب ، فهم دولت‌ها از خود ، رفتار عمومی دولت‌ها و شناخت بیناذهنی ، قوام می‌بخشد.==ساختار جدا از فرایند یعنی رویه‌های کنشگران وجود ندارد.
  • کنش و دانش قوام بخشی متقابل دارند و در تحلیل نهایی غیر قابل تقلیل  به یکدیگرند.
  • نمی‌توان سازه‌انگاری را با شالوده شکنی آشتی داد .هدف او بازسازی است نه شالوده‌شکنی.
  • در بعد هستی شناسی ، دولت محوری را می‌پذیرد اما در مورد نگاهی که به عنوان کارگزار با ساختار نظام ب دارد ، رهیافتی بینابینی اتخاذ و بر قوام متقابل کارگزار و ساختار تاکید می‌کند.و نیز در بررسی ساختار تنها آن را در ابعاد مادی خلاصه نمی‌کند و بر بعد معنایی و زبانی ساختارها ، تاکید دارند.در کنار بعد معنایی ، اهمیت بعد مادی را نیز مد نظر قرار می‌دهند.
  • یکی از مهمترین انتقادات به سازه‌انگاری ، دولت‌محوری آن هاست ، در صورتی که سازه‌انگاران توانایی جذب کنشگران غیر دولتی را دارند.
  • ونت با توجه به اهمیت معرفت شناسی ، وارد مباحث معرف شناختی می‌‌شود.
  • ونت به یم اعتبار علم گراست ، اما تاکید دارد که نبایند معرفت شناسی اثبات گرا با تاکید بر اینکه تنها واقعیت قابل مشاهده تجربی را قابل شناخت می‌داند ، عملا هستی شناسی علوم اجتماعی را تعیین و محدود نماید.
  • ونت : تفاوت هستی شناختی میان انواع طبیعی و انواع اجتماعی وجود دارد ، اما این تفاوت منتهی به تفاوت در معرفت شناسی نمی‌شود ، بلکه مستلزم «روشهای » متفاوتی است.
  • نمی‌توان تاثیر مستقل نیروهای مادی بر سیاست ب را نپذیرفت.
  • سه نوع تاثیر مستقل دارند : 1- توزیع توانمندیها ، ترکیب فنی توانایی‌های مادی  2- جغرافیا 3- منابع طبیعی
  • ونت برای توضیح وضع معرفت شناختی خود به فلسفه یا نظریه علم موسوم به «واقع‌گرایی علمی» (scientific realism) متکی است .==‹ برخلاف فلسفه های تجربه‌گرا می‌توان به واحدهای نامشهودی مانند ساختارها پرداخت ==‹با تاکید بر آرا باسکار ،فیلسوف واقع‌گرای علم بر آن است که واقعیت مستقل از انسانها وجود دارد ، این واقعیت می‌تواند مشهود یا مشاهده ناپذیر باشد.

اونف سازه‌انگاری را از نظر روش‌شناختی گشوده می‌بیند ، یعنی می‌تواند با مجموعه‌ای از روش‌های مختلف سازگار باشد.

  1. در سطح معرفت شناختی آن نوع قوانین فرازمانی و فرامکانی که مرود توجه اثبات گرایان است مورد تاکید سازه‌انگارن نیست و ثانیا به رابطه‌‌ی متقابل ساختار کارگزار توجه می‌شود.
  2. پدیده‌های ب ی که واجد عنصر هنجاری خیلی قوی اند نمی‌توان با روش‌های اثبات گرایانه مطالعه کرد.نمی‌توان هنجارها را علت دانست زیرا قواعد راهنمای رفتار و الهام بخش و توجیه کننده آن‌اند و نه علت آن ==‹ رویدادهای مغایر آنها نمی‌تواند با تاکید نافی آنها باشد ==‹ هم بر معرفت شناسی تجربی و هم تفسیری تاکید دارند.
  3. بحث رابطه‌ی میان علت (cause)و دلیل (reason)نیز در معرفت شناسی مورد توجه است .ونت برآن است که هم دلایل تکوینی و هم «علی» است .یعنی انسانها هم «به یک دلیل»(for a reason)عملی را انجام می‌دهند (جنبه‌ی علی)و هم «با یک دلیل» (with reason)(جنبه تکوینی) عملی را انجام می‌دهند.
  4. ونت به جدایی تبیین و تفسیر اعتقاد ندارد و بر آن است که تبیین می‌تواند جنبه علی و یا تکوینی داشته باشد ، نه آنکه تبیین جنبه علی داشته باشد و تفسیر جنبه تکوین.
  5. عوامل مادی و فکری در تاثیر گذاری بر رفتار انسانی در رابطه متقابل با یکدیگرند.پس به جای فرض جدایی میان عوامل مادی و فکری ، باید به فهم چگونگی پیوند آنها با یکدیگر توجه داشت.
  6. سازه‌انگاران ( غیر ونت ) به امکان ارایه تعمیم‌های وسیع در مورد ر.ب بدبین هستند.
  7. مسئله دیگری که در سطح معرفت شناسی مهم است مسئله کارگزار، ساختار است .ساختارگرایی مورد انتقاد است. چون ساختار و کارگزار در سطح هستی شناسی مستقل از هم تعریف نمی‌شوند ، علی القاعده نباید به دنبال رابطه علس و در سطح معرفت شناسی میان انها بود و در مقابل ، باید به چگونگی رابطه میان آنها ( ونه چرایی ) پرداخت.
  8. رابطه دانش و ارزش یا فاکت و ارزش نیز از مباحث مورد توجه است.آنچه سازه‌انگاری کمتر به آن توجه می‌شود ، ابعاد هنجاری نظریه پردازی و بازاندیشی نظریه است==‹ یکی از دلایل انتقاد به سازه‌انگاری.
  9. در ر.ب سازه‌انگاران بر موضع میانی سازه‌انگاری تاکید دارند.
  10. اسمیت : هدف ونت چیزی کمتر از ارایه راهی میانه بین نظریه های خردگرا و بازاندیشی گرایی (reflectivist) نیست.

سازه‌انگاری و ابعاد ماهوی روابط بین الملل

آنارشی و نظم

  • ونت : آنارشی چیزی است که دولتها از آن می‌فهمند ==‹ آنارشی فی نفسه ظرفی خالی و فاقد هرنوع منطق درونی است.==‹ آنارشی نه لزوما تعرض‌آمیز است و نه مبتنی بر همکاری.
  • خودیاری ازذات نظام برنمی‌خیزد بلکه پدیده‌ای نسبتا جدید است و ناشی از گسترش برداشت مدرن از حاکمیت همراه با تاکید آن بروابستگی به مشروعیت داخلی دولتها است.
  • هویت کنشگران را شرایط آنارشیک تعیین نمی‌کند ، این تعاملات آنهاست که هویت آنها را مشخص می‌کند و بسته به این هویت خود و دیگری است که آنارشی معنای خود را می‌یابد.
  • دو ساختاری که در سیاست ب رفتار دولتها را تعیین می‌کند : آنارشی و ساختار هویتها و منافع در نظام که به شکلی بیناذهنی تکوین می‌یابد.
  • عمل انسانها بر اساس معانی پدیده‌ها برای آنهاست و در نتیجه آنارشی و خودیاری قبل از تعامل دولتها هیچ معنایی ندارند.
  • نکته دیگر محدود نساختن هنجارها و قواعد نظام یا جامعه ب ی به قواعد و هنجارهای «خوب» است ، یعنی آنچه که باعث کاهش خشونت می‌شود .یک نظام ب می‌تواند واجد قواعد و هنجارهایی باشد که باعث افزایش خشونت نیز می‌شوند.

نهادهای بین المللی و همکاری :

  • ونت : نهادها واحدهای شناختی‌اند که مستقل از انگاره‌های کنشگران در این مورد که جهان چگونه عمل می‌کند ،وجود ندارند.
  • هویتها ، نهادها و منافع ناشی از فرایندهای اجتماعی متعاملی اند که برای سمت دادن به رفتار خود برآن تکیه می‌کنیم اما از قبل داده شده (pregiven)و مسلم پنداشته شده نیستند.
  • ونت : «نهداهای ب ی به کنشگران دولتی به عنوان سوژه‌های حیات ب ی قوام می‌بخشد ، به این معنا که تعامل معنا دارد میان آنها را امکان پذیر می‌کنند.
  • سازه‌انگاران بر آن‌اند که همکاری تنها شکل تعاملات در درون جامعه دولتها نیست .
  • عناصری از واقع‌گرایی ، آرمان ‌گرایی و خرد گرایی در ر.ب وجود دارد و امکان غلبه هر سه مدل در نظام ب است.

تحول در نظام بین الملل:

  • موضع سازه‌انگاری در وهله نخست نسبت به تغییر «لاادری» است . یعنی می‌تواند بگوید چرا و چگونه رخ می‌دهد و یا چرا تغییرات در سطح وسیع رخ نمی‌دهد ، اما خود را مقید به یک دیدگاه طرفدار یا مخالف تغییر ، نمی‌سازد.
  • تغییر هویتها در بلند مدت می‌تواند به تغییر ساختارهای منجر شود.
  • ونت برآن است که فرهنگ ر.ب یا سرشت نظام در کل سه حالت می‌تواند داشته باشد ، هابزی ، لاکی ، کانتی.==‹ این سه سرشت بر اساس انتخاب گروه بزرگی از دولتهاست ، یعنی این دولتها هستند که سرشت آنارشیک ب را انتخاب می‌کنند.آنچه دولتها انجام می‌دهند وابسته به این است که هویتها و منافع آنها چیستند و هویتها و منافع نیز تغییر می‌کنند.==‹ آنچه مهم است : هویتها و منافع چگونه ساخته می‌شوند .برای این کار بررسی معنای بیناذهنی لازم است .
  • ونت برآن است که با توسل و تاکید بر عمل میان دولتها می‌تواند فرایند میان دولتها را احیا کند و این به معنای آن است که همه نوع تحولی را با هرنوع سمت و سویی میتوانند توضیح دهند.
  • کوزلووسکی و کراتوچویل به صراحت به دنبال توضیح تحول در نظام ب‌اند: « در سیاست ب کنشگران از طریق کنش هایشان نظام را بازتولید یا متحول می‌کنند.تغییر بنیادین در نظام ب هنگامی رخ می‌دهد که کنشگران از طریق رویه‌های خود هنجارها و قواعد تشکیل دهنده تعاملات ب ی را تغییر می‌دهند.علاوه براین بازتولید رویه کنشگران ب ی ( دولتها ) وابسته به بازتولید رویه‌های کنشگران داخلی ( افراد وگروه‌ها ) است.
  • سازه‌انگاران بران‌اند که هویتها و هنجارهای اجتماعی می‌توانند با روابط نهادینه شکل گیرند و تغییر پیدا کنند.==‹ یعنی حتی اگر دولتها در ابتدا به عنوان موجوداتی خود مختار و خود محور و خودخواه و منفهت جو در مقابل یکدیگر قرار گیرند ، اما در یک فرایند مستمر مبتنی بر همکاری ممکن است به کنشگران غیر خود محور و نوع‌دوست تبدیل شوند . ==‹ اولویتهای بنیادی کنشگر تغییر می‌یابد.
  • نهادهای ب ی عرصه‌هایی هستند که هنجارها درون آنها به کار گرفته میشوند، تفسیر می‌شوند و دچار تحول می‌شوند و نیز ناشرین هنجارها هستند و کنشگران را جامعه جامعه پذیر می‌کنند .==‹ تغییر در نظام ب می‌تواند از طریق این نهادها صورت گیرد.
  • توجه مشترک (غیر ونت ) همه سازه‌انگارها چگونه ساخته شدن هویت دولت است.
  • کوزلووسکی و کراتوچویل : دولتها صرفا واحدهایی حقوقی یا سازمانی رسمی نیستند ، بلکه مجموعه‌ای از رویه هایی که به شکل هنجاری قوام یافته‌اند و گروهی از افراد از طریق آنها نوع خاصی از تجمع سیاسی را تشکیل می‌دهند.
  • خاصیت برساخته برجسته در نظام ب «حاکمیت » است که بنیادی ترین نهاد در جامعه ب محسوب می‌شود و بنیان قوام بخش دولت است.حاکمیت قاعده همزیستی دردرون نظام دولتها بوده ، هویت های سیاسی را تعریف کرده است ==‹ حاکمیت مفهومی ذاتا اجتماعی است.
  • حاکمیت تنها زمانی می‌تواند وجود داشته باشد که درون چارچوبی اجتماعی قرار گیرد که آن را به استناد نیت‌مندی جمعی معتبر می‌شناسد.
  • شناسایی یک بعد بسیار روشن برساختگی است اما سایر ابعاد مثل جمعیت ، سرزمین و اقتدا نیز برساخته‌اند.
  • توجه به برساختگی تاریخی جامعه ب ی موجود با نهادها و رویه‌های آن که جنبه اروپامدارانه دارند ، ار مسایل مورد توجه سازه‌انگاران است.این برداشتهای غرب از حاکمیت است که باعث می‌شود در مواجهه با غیر غرب در مورد حاکمیت یا عدم حاکمیت آنها تصمیم بگیرد.
  • در مورد تغییرپذیری سازه‌انگاران آن را ممکن اما مشکل می‌دانند.

ارزیابی

  • در مورد منزلت سازه‌انگاری اتفاق نظر وجود ندارد و نیز نمی‌توان آن را یک نظریه یا کلیت یکپارچه دانست.
  • سازه‌انگاران به دلیل میانه بودن مورد انتقاد همه قرار می‌گیرند.
  • کراسنر از دید مادی گرایانه بر آن است که داده‌های تجربی موید نظر ونت نیست ، در ر.ب هنجارها بسیار شکننده‌اند.==‹ کنشگران به توانیهای مادی اهمیت می‌دهند.
  • یکی از انتقادهای اصلی توجه صرف به بازیگران دولتی است .این هم به دلیل این است که کنشگران دولتی هنوز اهمیت بیشتری دارد.

نظرات  (۱)

خوب بود 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی