گیتی گهر

یادداشت های یک پژوهشگر جامعه شناسی

گیتی گهر

یادداشت های یک پژوهشگر جامعه شناسی

علاقه مند به حوزۀ جامعه شناسی (خصوصا جوانان) و IT (سئو، بلاگینگ و تولید محتوا)
اینجا از هر دو حوزه می نویسم؛ هر آنچه برام جالبه و فکر می کنم میتونه مفید باشه به اشتراک می گذارم.
در زمینۀ IT هم حرفهایی دارم که البته در مقابل بزرگان این حوزه، صرفا وقت گذرونیه :-)

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

بارسلون، سرزمین پیکاسو، گائودی، سالوادور دالی و قهوۀ کن لچه است.

barcelona.jpg

بارسلونا، دومین شهر اسپانیا و مرکز منطقۀ خودمختار و پرآوازۀ کاتالونیا است. با از بین رفتن عقاید فاشیستی ژنرال فرانکو، چرخ استقلال و خلاقیت کاتالونیا در حال گردش است. بسیاری از گردشگران، این شهر را، پر شورترین شهر چند ملیتی در اسپانیا می دانند.

اسپانیا بخش اعظمی از شبه جزیرۀ آیبری را در بر گرفته است. شمال شرق آیبری، کاتالونیا است.

بارسلون، تاریخ پرباری دارد. مستعمرۀ روم، پایتخت عصر تاریک بربرها و فروانروایی دریاها در قرن چهاردهم، همه در این تاریخ پربار وجود دارند.

فرای مناظر حیرت انگیز، سبک زندگی زیبا و مهارت مدیترانه ای زندگی خوب مردم بارسلون، قابل تحسین است.

میدان اصلی شهر -Plaça de Catalunya- برای هفت میلیون کاتالان، مرکز دنیا به حساب می آید. در طی روز، این میدان صحنۀ جنب و جوش مردم است.

Plaza-Cataluna-Barcelona.jpg

میدان شهر، مزین به مجسمه های یادبود کاتالان های مشهور است. کاتالونیا زبان، تاریخ، فرهنگ و پرچم اختصاصی خودش را دارد و مردم بومی، پرچمشان را با افتخار در کنار پرچم اسپانیا بر روی ساختمان های دولتی و یا به تنهایی از دیوارهای منازلشان به احتزاز در می آورند.

کاتالونیا غالبا با دولت مرکزی اسپانیا در مادرید ناسازگار بوده است. در سال های 1930، این مکان، یکی از آخرین سنگرهای مقاومت در برابر دیکتاتوری فاشیست فرانچسکو فرانکو بود. وی پس از به قدرت رسیدن، از مردم انتقام گرفت. اگرچه در طول آن سالها، مردم حق برافرازی این پرچم -یعنی پرچم تیم بارسلونا- را نداشتند، اما اکنون این حق را دارند.

کاتالان ها بر خلاف اسپانیا که آنان را بخشی از منطقۀ خود می داند، اما خودشان را در واقع ملتی بی سرزمین حس می کنند.

زبان کاتالونیایی، گره ای ناگسستنی با تاریخ و فرهنگ مردم کاتالان دارد. اگرچه همه به زبان اسپانیایی صحبت می کنند اما کودکان، ابتدا زبان کاتالونیایی را فرا می گیرند.

معروفترین مکان برای قدم زدن در بارسلون، بلوار رمبلاس است.

با آنکه سوغات فروشان و همچنین ازدحام گردشگران، زیبایی این مکان را کمرنگ کرده اما هنوز مکان جالبی برای آشنایی با شهر است.

بچه ها عاشق بازار پرندگان رمبلاس هستند. بر طبق سنت، بچه ها به همراه والدین برای خرید حیوانات خانگی به این مکان می آیند. از نظر مردم آپارتمان نشین، نگهداری پرنده، ماهی و خرگوش، راحت تر از سگ و گربه است.

لابوکوریا چند قدم دورتر از بلوار شلوغ قرار دارد و بازار پر جنب و جوش ماهی و سایر محصولات بارسلون به حساب می آید. ساکنان محلی برای انتخاب بهتر و تازه تر غذاها و میوه ها، صبح ها خرید می کنند. آنان معتقدند چیزی که در بوکوریا نباشد، ارزش خوردن ندارد.

در رمبلاس، هنرمندان برای کسب درآمد بیشتر به شدت با یکدیگر رقابت می کنند. در انتهای این بلوار، یادبود کریستف کلمب قرار دارد.

در همین بارسلون بود که پادشاه اسپانیا -فردیناند- و ملکه ایزابل به استقبال کلمب در بازگشت از اولین سفرش به آمریکا رفتند. جالب اینجاست که بارسلون به فردی افتخار می کند که اکتشافات وی باعث پیدایش خطوط دریایی جدیدی شد که تمرکز تجارت را از اروپا و مدیترانه به سمت آتلانتیک برد و به همین باعث زوال این شهر به عنوان یک قدرت تجاری در منطقه شد.

اما بارسلون دوباره رونق گرفت. درست پشت یادبود کریستف کلمب، پل مدرن موج مانندی به نام راملا دلمار به سمت بندر کشیده شده و به منطقۀ معروفی می رسد. یک قرن پیش، اسکلۀ بارسلون تنها یک زمین بایر صنعتی بود اما به واسطۀ ساخت و ساز المپیک 1992 به کلی دگرگون شد.

دهکدۀ المپیک که محل اسکان ورزشکاران بود، امروزه سکونتگاه مردم محلی است که با مجسمۀ ماهی فرانک گری مزین شده است.

سواحل پاکسازی شده و هلالی شکل در شهر، مایل ها گسترش یافتند و با کافه ها و بارها پوشیده شدند. همچنین تفرجگاهی برای پیاده روی، ورزش و قدم زدن هم مهیا است. بافت قدیمی بارسلون به طرزی شگفت آور در نزدیکی این منطقه است. گوتیک کوارتر، علیرغم پیچ در پیچ بودن، میادین زیبا، مدارس شلوغ، گنجینه های تاریخی و شگفتی های دیگر، فضا را گرم و صمیمی کرده است. نوازندگان خیابانی از انعکاس دیوارهای سنگی، نهایت استفاده را می برند. بافت قدیمی شهر به راستی قدیمی است.

این دو برج بدقواره که از دورۀ رومن ها به جای مانده اند، بخشی از دیوار قدیمی عهد باستان بودند که از شهر حفاظت می کردند. سنگ های عظیم در قرن چهارم بنا شدند و بقایای یک معبد که روزی محل تاجگذاری رومی ها بوده در یک ساختمان معمولی و پنهان از نظرها هنوز پابرجاست.

در همین نزدیکی یکی از برجسته ترین اماکن دیدنی بارسلون در پنج عمارت بزرگ قدیمی واقع شده است: موزۀ پیکاسو!

از آنجایی که پابلو پیکاسو سالهای دورۀ جوانی اش را در بارسلون سپری کرد، بهترین مجموعه آثار به جای مانده از اوایل فعالیتش در این مکان گردآوری شده اند. با تماشای آثار واقع گرایانۀ دورۀ جوانی او، درک هنری و نبوغ هنر آبسترۀ وی در بزرگسالی راحت تر است. این موزه، سیر تحولی آثار پیکاسو را از زمان دانش آموزی اش به نمایش گذاشته است.

آثار اولیۀ پابلو، بسیار واقع گرایانه و جدی هستند. حتی پرتره ای که در سن چهارده سالگی از دهقانان پیر کشیده است، تکنیکی قوی و درونمایه ای روانشناختی دارد.

وی پدرش را که اولین معلمش نیز بود، نقاشی کرده است. در این پرتره همچنین بر روی حس صورت جواهر گونۀ مادرش کار کرده است.

پیکاسو در مدرسۀ هنر، آناتومی انسان را به خوبی فرا گرفت. در طی این سالها، قوانین را نیز یاد گرفت که بعدها با استادی خودش آنان را شکست. نقاشی هایی که در این سالها از خودش کشیده است، نمایشگر شکوفایی بلوغ او هستند.

وی در سن پانزده سالگی در مسابقات نقاشی مدرسۀ هنری شرکت کرد. این اولین کار وی بود. اولین اشاء ربانی، اگرچه سوژۀ نقاشی مذهبی است اما بیشتر مانند بهانه ای برای نقاشی از خانواده است.

در تابلوی "علم و نیکوکاری"، پیکاسوی جوان، احساسی واقعی را منتقل می کند.

در این تابلو، "دکتر"، پدر اوست که نماد علم، و "راهبه"، نماد نیکوکاری و مذهب است و آنچنان که از صورت ناامید او و دستان بی رمقش پیداست، به نظر می رسد که نقاش، سعی در نمایش اجتناب ناپذیر مرگ دارد.

پیکاسو در اوایل بیست سالگی به پاریس سفر کرد و به شکلی نامتعارف با روسپیان، شعرا و هنرمندان آشنا شد و به صورت تفننی و تحت تاثیر هنرمندان مطرح آن زمان، آثاری را خلق کرد. او در سبک امپرسیونیسم، مناظری مانند آثار "مانه"، پوسترهایی به سبک "تولوز" و "لوتر"، طبیعت بی جان به سبک "سزان" و آثاری با رنگ مایه های تند به سبک "هنری ماتیس" کشید.

اما بعدها تحت تاثیر خودکشی بهترین دوستش و همچنین فقر شدید، به سمت دوران آبی اش کشیده شد و تعداد بی شماری نقاشی با رنگ آبی کشید که با حس و حال او منطبق بود. در همین دوره، به سبک متمایز خودش دست یافت: کشیدن آنچه که حس می کرد نه آنچه که می دید.

ناامیدی؛ پرتره ای تاثیرگذار از یک مادر و فرزند به خوبی نمایانگر این دوره است.

با بیرون آمدن از دورۀ آبی، پیکاسو به عنوان یک هنرمند آزار از قید و بند چارچوب های واقع گرایی، توانست دوره ای طولانی و سرشار از نوآوری را پیشه کند. او در تمام طول زندگی اش بر این باور بود که نقاشی همانند پنجره ای است گشوده بر جهان!

پیکاسو تا لحظۀ مرگ به جستجو و عشق ورزی در آثارش پرداخت. در دوران کودکی، نقاشی به سبک بزرگسالان را آموخت و در دوران بزرگسالی، نقاشی به سبک کودکی را...

بارسلون، منزلگاه تاپاس بار های فریبنده و گوناگون است. بعضی از آنان حفره های رنگارنگی هستند که معرف طعم دلچسب بارسلون از گذشته تا امروز هستند و هر یک تخصصی ویژه دارند. مشتریان گرسنه گوشه های دنجی را برای خود می یابند و در نهایت تسلیم بشقاب هایی می شوند که از آشپزخانه آمده اند. در این بارها باید خلال ها را جمع کرد چراکه در هنگام پرداخت صورتحساب، تنها کافیست خلال ها شمرده شوند.

و این روزها تاپاس‎بار های مدرن شلوغ‎ترند. مشتریان، بشقاب ها را همانند سنگفرش روی میزها می چینند چراکه در این تاپاس‎بارها اصل بر تنوع است.

قرن نوزدهم، عصر انفجار بارسلون است. در 1850، دیوارهای قرون وسطی در این شهر فرو ریخت. شهری جدید با نام اِشمپل یا اکسپنشن طرح ریزی شد که ساختاری شبکه ای داشت. پیاده روهایی عریض، درختانی با سایه های دلپذیر، مغازه هایی زیبا و تزییناتی شبیه به سبک "آرت نُوو"، محله های اشمپل را مکانی برای دوری از تراکم مرکز شهر ساختند.

به منظور استفادۀ بیشتر از روشنایی و ساخت میادین وسیع و هشت ضلعی، گوشه های ساختمان ها در تمام تقاطع ها بریده شده اند. فلسفۀ طراحی این منطقه، دسترسی آسان همۀ افراد به همۀ امکانات بود. هر بخش مجهز به بیمارستان، مدرسه، پارک و کودکستان اختصاصی است. اگرچه فلسفه اصلی بر تساوی امکانات بخش ها استوار بود، اشمپل به واسطۀ ساکنین مرفه، تبدیل به نمایشگاهی از سازه های معماری شد. آنان علاوه بر رعایت محدودیت های ساخت و ساز، بناها را متفاوت و غالبا به سبک رایج آن روزها، مدرنیسم ساختند.

مدرنیسم، ورژن کاتالونیایی "آرت نُوو" است که در اواخر قرن نوزدهم در سراسر اروپا رونق گرفت. بارسلون و خصوصا محلۀ اشمپل با فرم های گیاهی سیال و متمایز خود، مرکز مدرنیسم بود.

چندین عمارت معروف بارسلون در خیابان passeig de gracia بنا شده اند. از آنجایی که بناها ظاهرا به واسطۀ فرم های نامتعارفشان، سعی در بی اثر کردن زیبایی یکدیگر دارند، مردم منطقه، این محل را "محل ناهماهنگ" نامیده اند.

بارسلون، آلبوم شیروانی های نعل اسبی و منحنی های طراحی شده توسط معروفترین معمار دورۀ مدرنیسم، آنتونی گائودی است. عمارت کاسامیلا متعلق به وی، ناب ترین بنای بارسلون از آن دوره است.

درب های کاسامیلا به روی عموم باز هستند. این بنا نشان می دهد که چگونه ظرافت طبیعی معماری مدرنیسم به فضای زندگی روزمره وارد شده است. این آپارتمان که احتمالا توسط یک تاجر سرمایه دار اجاره شده بود، نشان می دهد که چگونه ثروت در عصر صنعتی توسط افراد عادی یا دستکم طبقۀ بالای جامعه هزینه می‎شد. یک آپارتمان می توانست یک کاخ کوچک باشد!

مشهورترین بنای گائودی، کلیسای ناتمامی به نام "ساگرادا فامیلیا" است. گائودی به مدت چهل سال -یعنی تا زمان مرگ- در سال 1926 بر روی این بنا کار کرد. ساخت بنا تا به امروز ادامه دارد و تا پنجاه سال دیگر نیز به پایان نخواهد رسید.

نمای سر در تولد عیسی، تنها بخش کلیسا که در زمان حیات گائودی رسما به اتمام رسید، فلسفۀ اصلی معماری را نشان می دهد. تلفیق نمادگرایی مسیحی، تصاویر طبیعت و درونمایۀ مدرنیسم است. این یک نمونۀ تحسین برانگیز از سبک بی عیب و نقص گائودی است.

نمای مدرن سر در وسوسه؛ سبکی متفاوت اما مکمل! وی در شبستان اصلی، ستون ها را با زندگی پیوند داده است.

گائودی یک کاتولیک معتقد بود. بخشی از ساختار اعتقادی او، عشق به طبیعت بود. او می گوید: هیچ چیز در جهان اختراع نشده، چون اول در طبیعت ثبت شده است.

پنجره های کوچک همانند درختان جنگل های بارانی، نور را انتشار می دهند و فضایی صمیمی برای اتصال با پروردگار می آفریند. بازدیدکنندگان در هنگام ورود، روند آهسته و پیوستۀ ساخت بنا را می بینند و به این ترتیب هزینۀ ورودی همانند ساخت و ساز کلیساهای بزرگ در طول تاریخ، صرف بودجۀ ساخت می شود. این پروژه نیز مدت زیادی به طول انجامیده است. گائودی می دانست که هرگز اتمام این بنا را نخواهد دید؛ همانگونه که مهندسانی که بی وقفه برای تکمیل این بنا، اکنون بر روی آن کار می کنند.

در آینده مجسمۀ 168 متری عیسی مسیح، بر روی این سازه قرار می گیرد و قطعا این عظمت را کوچک می انگارد. این مجسمه به قدری بلند خواهد بود که از دریاها هم دیده خواهد شد.

در فاصلۀ یک ساعتی از بارسلون به رشته کوه های سر به فلک کشیده ای می‎رسیم که به عقیدۀ بسیاری، قلب کاتالونیا است. تله‎کابین بازدیدکنندگان را به محل صومعۀ مونتگات می برد.

مونتگات یعنی دندانه دار و زمانی که گردشگران به کوه‎ها نزدیک می‎شوند، می‎فهمند که چرا به این اسم خوانده می‎شود.

باورهای مذهبی می گویند که چگونه این رشته کوه‎ها توسط فرشته‏‎های کوچک و با اره‎های طلایی به این شکل درآمده‎اند. زمین‎شناسان نیز، طبیعت را عامل این رویداد می‎دانند. برای هزاران سال، این مکان یکی از اماکن زیارتی بوده است. صومعه توسط ناپلئون نابود شد اما بعدها در سال 1850، راهبان برای تجدید میثاق با کاتولینای نوین و قدردانی از مذهب، پایان قرون وسطی و ملی‎گرایی به این مکان آمدند. آنان دوباره این مکان را ساختند و یک بار دیگر مونتگات، قلب فرهنگی و روحانی مردم کاتالان شد.

جالب‎ترین بخش مونتگات، به دلیل کشف مجسمۀ کوچک چوبی از مریم مقدس در قرن دوازدهم، "لامورینتا" است. افسانه‎ها می‎گویند که این مجسمه توسط قدیسی به نام "لوک" تراشیده شده است اما تست کربن، سن این مجسمه را تنها هشتصد سال نشان می‎دهد.

گردشگران دالان مارپیچ و طولانی مزینی را در کنار کلیسا طی می‎کنند تا با مریم مقدس دعا کنند؛ آنان گوی مقدس را لمس می‎کنند تا مریم مقدس شفاعتشان کند.

موزه سالوادور دالی در شهر فیگورث قرار دارد. تمام اجزای موزه مطابق نظر شخص دالی، طراحی، تزیین و نقاشی شده تا نمایشگاه از یک عمر فعالیت وی تشکیل شده باشد.

دالی بسیاری از خیال انگیزترین و ناب ترین آثار هنری قرن بیستم را تولید کرد. آثار سورئال وی، هنوز نیز رمزآلود و اضطراب آفرین هستند. وی در معروفترین آثار سورئال خود، تصاویر واقعی را در فضایی رویاگونه نقاشی کرد. زندگی وی در 1929 برای همیشه تغییر می‎کند؛ زمانی که با زنی به نام گالا آشنا شد. او همسر، مدل، مدیر و راهنمای عاطفی دالی شد.

بالای کادیلاک مدل 1941 دالی، قایقی آویخته شده که او و همسرش سال‎ها از آن لذت بردند.

زمانی که گالا مُرد، دالی ویران شد.

وقتی به تصویر بزرگ آبراهام لینکلن خیره شوید، هنگامی که تصویر واضح شود، مشخص می شود که صورت لینکلن در واقع بدن برهنۀ گالا است.

دالی غالب قسمت زندگی اش را در نزدیکی دهکدۀ ماهیگیری "کاداکیز" گذراند که همانند بهشتی برای هنرمندان و متفکرانی شبیه به خودش بود.

ساحل ناهموار، رگ‎های درخشان و سبک زندگی بی دغدغۀ این منطقه، الهام‎بخش هنرمندانی چون "ماتیس"، "دوشان" و "پیکاسو" بوده است.

در سال 1920، سالوادور و دالی و گالا به این منطقه، نقل مکان کردند و باعث شهرت این بندر خواب آلود کاتالان شدند. خانۀ دالی نشان می‎دهد که چگونه یک خانه می‎تواند روح خلاق و نبوغ و تفکر یک هنرمند را در خود به نمایش بگذارد.

همانند هنر دالی، منزل او نیز از قواعد سرپیچی می‎کند و همانند خودِ هنرمند، تحریک‎آمیز و رمزآلود است.

علیرضا گیتی گهر
۱۳ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۵۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

روز یکم فوریه 2013 زمانیکه رسانه ها همچنان از بی خانمانی مردم سودان جنوبی، گروگان گیری شبه نظامیان افراطی در الجزیره -که در جریان آن حداقل 39 کارگر به علاوه یکی از نگهبانان مرکز نگهداری گاز طبیعی- کشته شدند و همچنین از خودکشی مردم غیرنظامی و بمباران های کرکوکِ عراق می نوشتند، سریالی به صورت قطاری بر روی شبکه netflix قرار گرفت که نوید سیاست ورزی و قدرت طلبی به دور از اسلحه و خشونت را می داد. قصۀ فردی که توانست تنها با استفاده از کلام، حقه، فریب و روابط خاص خود پله های ترقی را بالا برود.

نام سریال را house of cards گذاشتند به معنی تحت الفظی "خانۀ کارت ها"!

در واژه نامۀ کمبریج، در توضیح house of cards این عبارت آمده: "یک سازمان پیچیده یا یک نقشه و برنامه که بسیار ضعیف و سست است و به راحتی می تواند تخریب شود یا از بین برود.

احتمالا ویدیوی معروفی که در برنامه click از سرویس جهانی بی بی سی پخش شد و در آن با استفاده از شبیه ساز، تعداد بی شماری تلفن آیفون 6 را کنار هم چیده بودند و با ضربۀ کوچکی به اولین تلفن، باقی تلفن ها به ترتیب شروع به ریزش کردند را دیده اید. مفهوم house of cards معادل همین عمل است.

مجموعۀ سریال که در هر قسمت بر اساس نیاز مخاطب امروزِ سینمای آمریکا، نیاز به غافلگیری زیاد حس می کند، در ارتباط با جاه طلبی و شهوت شدید برای رسیدن به قدرت و دست یافتن به صدر هرم آن با استفاده از کمترین میزان خشونت و زور است.

نقش اول سریال -فرانک آندروود- را کوین اسپیسی، بازیگر 57 سالۀ اهل نیوجرسی بازی می کند. همچنین نقش اول زن که در نقش همسر فرانک آندروود ظاهر شده است، به رابین رایت -کلیر آندروود- رسیده که چندی پیش در گفتگویی با گاردین از مبارزه اش برای داشتن حقوق مساوی در house of cards همچون کوین اسپیسی گفت.

موضوعِ داشتن حق مساوی زنان با مردان در سینمای هالیوود پیشتر نیز توسط دیگر زنان در وبسایت ها آمده بود.

سریال خانۀ کارت ها که در حال حاضر عدۀ زیادی در انتظار پخش فصل پنجم آن هستند، نقاط جذابیت بسیاری دارد. غیر قابل پیش بینی بودن داستان، سیاست ورزی به زبان روز و قابل فهم و همچنین هنرِ بی نظیر بازیگران در ایفای نقش خصوصا دو بازیگر اصلی سریال که به زیبایی کارکترهایشان را در سکوت و در بسیاری موارد تنها با اشارات خاص و میمیک چهره، قدرت دیالوگ نگفتن را به نمایش می گذارند.

گرچه بر اساس سیاست های نتفلیکس، میزان دقیق تعداد بینندگان این سریال حتی به سازندگان آن نیز اعلام نمی شود اما Mark Fahey ژورنالیست CNBC گفته است که حدود 5 میلیون نفر، اولین قسمت فصل چهار سریال را در 30 روز اول خواهند دید.

علیرضا گیتی گهر
۱۱ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

در ابتدا لازم به ذکر است که این جستار به عنوان یک جزوۀ دانشگاهی قرار است فردا صبح در اختیار دانشجویان علوم سیاسی یکی از واحدهای برند تهران قرار گیرد. دانشجویانی که در ترم جاریِ رو به پایان واحد "روش تحقیق در علوم سیاسی 1" رو برداشته اند. درسی که حتمن 20 سال پیش و بیشتر هم دانشجویان این رشته باید پاس می کردند. به همین ترتیب: روش تحقیق در علوم سیاسی الف (یا 1) و ب (یا 2).

گرفتاری امر این نیست که یک واحد درسی مناسب 20 سال یا 50 سال تدریس شود. مشکل از آنجایی آغاز می شود که منبع در نظر گرفته شده برای این درس کتابی است با ترجمۀ صرف که حتمن فهم آن برای دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی در ایران ثقیل و تقریبن ناممکن است. این در حالیست که برای موضوع روش تحقیق، قطعن کتبی به مراتب ساده تر نه صرفن برای دانشجوی علوم سیاسی که برای تمامی رشته ها موجود است.

موارد فوق الذکر دال بر نقص این کتاب نیست. مساله ساده است! زمانی که دانشجوی کارشناسی از دسترسی به بسیاری از امکانات آورده شده در کتاب به واسطۀ تحریم های نرم افزاری، عدم وجود سیستم کارآمد کتابداری و بازار چاپ و نشر، ناآگاهی نسبت به بدیهیات موجود در دنیای وب (حتا وب رایگان) و عدم داشتن اجازه جهت ورود به حوزه هایی حرفه ای تر در داخل کشور جهت تحقیق همچون کتابخانۀ ملی محروم است، نمی توان انتظار دانستن و یادگیری روش (های) تحقیق را داشت. خروجی چنین فضایی، سپردن واژگان کتاب در حافظه تا ساعت امتحان است و پس از آن (حتا به اندازۀ یک روز) اگر پرسشی از او مطرح شود، از پاسخگویی در می ماند. بالاتر از این، چنین موضوعی (فراموشی) برای او به هیچ عنوان مهم نخواهد بود.

با توضیحات فوق، تلاش می شود در مقیاس بسیار کوچک (و صرفن در جهت خالی نبوده عریضه و تحویل تحقیق!!) روش تحقیق با استفاده از وب رایگان و البته نگاهی به کتاب آورده شود. امید است با پیگیری اساتید فن، این واحد مقداری عملی تر و کاربردی تر پیاده سازی شود و در حد تئوریات حفظی برای دانشجوی ایرانی باقی نماند.

همچنین به سهم خویش و در مقدار بضاعت خود در صورت استقبال، در رشته مقالاتی، روش تحقیق با استفاده از وب رایگان و غیر رایگان را تقدیم حضورتان خواهم کرد.


جستجو در نوشته ها از بسیاری جهات شبیه به فنون پژوهشی تجربی است. پژوهش معقول و موثر مستلزم آن است که شما موضوعی را که قصد دارید به آن بپردازید به روشنی توضیح دهید و بر آن تمرکز کنید نه آنکه تنها اطلاعاتی ناقص از اینجا و آنجا به دست آورید که به صورتی کلی به موضوعی مربوط می شود.

کشف منبع کتابخانه

آگاهی از مقررات سازمانی مربوط به کتابداران و نویسندگان دانشگاهی، استفادۀ موثر از مقالات را تسهیل می کند. نخست باید بدانید که در پژوهش های دانشگاهی با ذکر منبع که همان عوامل کلیدی مقاله یعنی نام نویسنده، عنوان مقاله، و نام ناشر است، خواننده را به آن مقاله ارجاع می دهند. دوم زمانی که به دنبال مقاله ای می گردید، به پیشینۀ کتاب شناختی آن بر می خورید که شامل اغلب اطلاعاتی است که باید در ذکر منبع بیاید و همچنین به اطلاعات مربوط به محل دسترسی به متن کامل مقاله.

پیشینۀ کتاب شناختی

شرحی که از کتب مختلف (ترجیحا کتب هدفدار) در فهرست کتابخانه آمده پیشینۀ کتاب شناختی (یا در کل پیشینه) نام دارد که در آن اطلاعاتی دربارۀ عنوان کتاب و پدیدآورندگان آن، توصیف ویژگی های ظاهری، موضوع و شمارۀ آن در کتابخانه آمده است. شکل و طرح برگه های کتابخانه ها مثل هم و مطابق با قوانین بین المللی است. لازم به ذکر است که همچون سایر محدودیت ها، موضوع پیشینه در دانشگاه های ما موضوعی ناشناخته است که در کل وجود ندارد. البته به صورت کلی و تنها از طریق اینترنت می توان پیشینۀ کتاب شناختی را در برخی پایگاه ها به دست آورد که طبیعتا مواردی چون توصیف ویژگی های ظاهری و شمارۀ آن در کتابخانه مورد نظر غیر قابل دسترسی است.

از این پایگاه ها می توان به "پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه های ایران" به نشانی http://www.lib.ir و یا بخش "جستجوی کتابخانه ها" به نشانی http://isil.nlai.ir وابسته به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نام برد.

حال با توجه به محدودیت فوق الذکر باز می گردیم به بخشی از کتاب "روش های کمی و کیفی تحقیق (تحلیل تجربی سیاست)"!

در بخشی تحت عنوان داخل کتابخانه ای واقعی آورده شده: مقاله ای در نشریۀ امریکایی علوم سیاسی -American Politial Science Journal- منتشر شده و در اینترنت در اختیار اغلب کتابخانه های دانشگاهی قرار دارد، ولی فرض کنید که کتابخانۀ دانشکده شما به صورت اینترنت مشترک آن نباشد. فارغ از اینکه نمرۀ شما بستگی به خواندن آن مقاله دارد، آیا ارزش دارد که خودتان را به زحمت بیندازید و به کتابخانه ای واقعی رجوع کنید؟ ما به چند دلیل می گوییم «بله».

«بله» گفته شده در کتاب با توجه به دلایل آن نه تنها مهم نیست که اصولا و با توجه به دلایل ذکر شده ذیل آن غیر قابل دسترس است. چراکه حتا با وجود پایگاه های محدود فوق الذکر، همچنان برای پایان نامه ها، مقالات و رساله ها، بانکی جامع (و البته محدود به دسترسی فقط برای محققین و دانشجویان) موجود نیست به جز خرده جستارهایی که گاها در وبسایت دانشگاه های برتر کشور و یا "پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی" به نشانی http://fa.journals.sid.ir درج می گردند.

وب رایگان و گوگل اسکولار

با وجود همۀ موارد ذکر شدۀ فوق، شاید اصولا مساله آنجا باشد که تولیدات علمی و یا حتی کار ترجمه ضعیف باشد اما چنین نیست!

هنگامی که شما به تارنمای پژوهشگر گوگل در سطح فراملی و خصوصا بخش انگلیسی آن می رسید، متوجه می شوید که عدم وجود یک شبکۀ حرفه ای همچون JSTOR برای نشریات و مقالات، دست محقق فارسی زبان را برای دسترسی و تحقیق صحیح و سریع بسته است.

Google Scholar یا پژوهشگر گوگل چیست و چه می کند؟

آنچه که این شبکۀ عظیم جستجوگر در متن مقالات، نشریات، پروژه های دانشجویی و پایان نامه ها در تعریف خود آورده چنین است:

ماموریت Google سازماندهی اطلاعات جهانی و در دسترس قرار دادن و سودمند کردن کلی اطلاعات می باشد. دسترسی آسان کتابخانه به متن های علمی سبب می شود یک قدم به این هدف نزدیکتر شویم. ما از کتابخانه ها و کتابدارهایی که سبب شدند ما به هدف خود برسیم کمال تشکر و قدردانی را داریم.

هنگام استفاده از پژوهشگر Google دو راه حل را به مشتریان شما ارائه می دهیم تا دسترسی به منابع الکترونیکی و چاپی را در کتابخانه خود آسان تر کنند.

از دو راه حل صحبت شده، گوگل در پاسخ به نحوۀ عملکرد برنامۀ پیوندهای کتابخانه می گوید:

کاربران دانشگاه در دانشگاه های شرکت کننده با پیوندهای بیشتری در نتایج جستجوی پژوهشگر Google روبرو می شوند که موجب می شود بتوانند راحت تر به منابع کتابخانه خود دسترسی داشته باشند. این پیوندها به سرورهای کتابخانه هدایت می شوند که در عوض، آنها را به متن کامل مقاله راهنمایی می کند.

جهت دریافت اطلاعات بیشتر می توانید به https://scholar.google.com/intl/fa/scholar/about.html مراجعه نمایید.

علیرضا گیتی گهر
۱۴ آذر ۹۴ ، ۰۴:۵۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

زمانی بود که وبلاگستان فارسی قدرتی بی حد و مرز داشت. آمارهای تایید نشده حکایت از این داشتند که زبان فارسی، دهمین زبان در دنیای اینترنت و وبلاگستان جهانی است که کاربران به آن زبان بلاگ می کنند.

نمیخواهم در مورد وبلاگستان فارسی این را بپذیرم که بلاگینگ در ایران صرفن یک ترند بوده و به پایان رسیده و چنین چیزی را هم قبول ندارم اما اینترنت امروز در ایران را قربانی ترندها و موجهای گاه و بیگاه می دانم که با ابزار روز می آیند و می روند. یک روز فیسبوک است، روز دیگر توییتر و امروز وایبر و تلگرام.

تاسف بیشتر آنجاییست که تا همین یک سال اخیر افسوس می خوردیم از اینکه فیسبوک، عامل نابودی تولیدات نوشتاری، صوتی و تصویری در ایران و جهان شده است. اما امروز تاسفی بسیار فراتر از آن باید خورد به حال عموم جامعه که خود را درگیر فضای اشغالگر و نابودکنندۀ OTTها کرده و شوربختانه حجم تعجب آور دیتای رد و بدل شده در این شبکه و نظایر آن صرفن به مسائلی کاملن پوچ و بی اهمیت می پردازد.

و باز باید دلواپسان فضای تولید محتوا در ایران با همۀ سختی هایی که تحمل می کنند و زحماتی که برای ارتقای وب فارسی می کشند، افسوسی بر افسوس های پیشین خود بیفزایند که ای کاش جامعۀ آنلاین ایرانیان، همان خود را درگیر فیسبوک می کردند چراکه دستکم قدرت انتخاب از کاربر سلب نمی شد و مضاف بر آن فیسبوک و فرندفید مکانی برای ارتقای مطالبی بود که تنها با چند خط توضیحات، کاربر را ترغیب به مطالعه از راه کلیک کردن بر روی پیوند مربوطه می کرد.

بلاگینگ برای آینده. یک کلیک تا بلاگینگ

نمی شود این مشکل را البته تنها از این دید نگاه کرد که ظهور و حضور شبکه های اجتماعی باعث افت فضای وبلاگ نویسی در ایران شده است. این مساله تنها به جامعۀ خوانندگان محدود نمی شود و خود بلاگرهای ایرانی را نیز می توان مقصر دانست. شاید بزرگترین اشتباهی که اتحاد بلاگرها را نابود کرد، عدم مقاومت در مقابل همان شبکه های اجتماعی بود چراکه خود بلاگرها (حتا حرفه ای ها و با سابقه ها) نیز در فضای شبکه های اجتماعی حل شدند؛ وبلاگ هایشان را به روز نکردند و پس از گذشت ماه‏ها از کودک دلبندشان که با حرف به حرف کوبیدن بر سر کیبردها شکل گرفته بود دل کندند و حتا آنچه را که ساخته بودند را تا همان زمان نتوانستند حفظ کنند. به عبارتی "میشد" که با تغییر خیلی چیزها و به روز شدن ها، خوانندۀ ایرانی را ثابت نگاه داشت اگر مواردی چون گذرهای گاه و بیگاه از نوشتن با ساختار صرفن متنی یا تغییر جزیی استایل ها در ظاهر صفحات را انجام می دادیم.

امروز اما همچنان این امکان وجود دارد. می توان این فضا را برگرداند و دوباره بلاگرهای قدیمی را یکجا جمع کرد و اتحادیه ای تشکیل داد و نسل جدید را به سرعت با این فضا آشنا کرد و اکثریت این به اصطلاح کنشگران (که صرفن بینندۀ کنش ها شده اند) را تبدیل به کنشگران واقعی و تولید کننده در فضای وب فارسی کرد.

پ.ن. ببینید: تاریخچه وبلاگستان فارسی (گزارش از صنم دولتشاهی - تلویزیون فارسی بی بی سی)

علیرضا گیتی گهر
۰۲ آبان ۹۴ ، ۱۶:۱۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

درن روز (به انگلیسی: Darren Rowse) وبلاگ نویس حرفه ای و با سابقه در زمینۀ آموزش سئو، بلاگینگ و نویسندۀ کتاب "31 راه برای ساخت یک وبلاگ بهتر" در آخرین پست خود مطلبی نوشت که به بلاگرها یک تلنگر می زند.

او در این پست، 8 پرسشی که خوانندگان یک وبلاگ در اولین بازدیدشان از آن بلاگ در ذهنشان ایجاد می شود را لیست کرده و در کنار این پرسش‏ها، به شکلی به ذهن بلاگر با یک واژه ضربه می زند.

این مطلب، گرچه در ارتباط با موضوع وبلاگ، وبلاگ نویسی و وبلاگ نویسان است اما می تواند در شرایطی برای وبسایت های خدماتی در زمینه های مختلف نیز مفید باشد.

این 8 پرسش به شرح ذیل هستند:

8 پرسشی که اولین بار خوانندگان وبلاگ شما می پرسند

  1. درمورد چی هست؟ (موضوع)
  2. برای من چی داره؟ (سود و فایده)
  3. کی می نویسه؟ (اعتبار فرد)
  4. چرا باید برام مهم باشه؟ (ارتباط)
  5. کس دیگه ای هم اینجا میاد؟ (اعتبار اجتماعی)
  6. چرا باید برگردم و بازم بخونمش؟ (پیش بینی)
  7. چطور باید ارتباط بگیرم؟ (نگهداری)
  8. بعد باید چیکار کنم؟ (گفتگو)
این حالت وجود دارد که کاربر فارسی زبان، اگر آشنایی زیادی با مباحث بلاگینگ نداشته باشد، درک برخی موارد بالا کمی سخت و شاید غیر ممکن باشد.
به همین روی به صورت منظم و طی روزهای آینده، یکایک موارد لیست شده را به تفصیل توضیح خواهم داد.
علیرضا گیتی گهر
۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۶:۰۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

نمی خواهم بگویم که این یک تست بود تا از بیان بگیرم و ببینم تا چه مدت وبلاگ مرا نگه می دارد اما بدم هم نمی آمد که کمی آن را محک بزنم.

امانتداری و کار درستی در مورد بلاگ هایی که برای محتوایشان وقت گذاشته اند و چیزی را تولید کرده اند.

سرویس بلاگینگ بیان این حُسن را به سایر حسناتش اضافه نمود.

کمتر از یکسال از درج آخرین پست من در سرویس بلاگینگ بیان گذشته است و امروز دیدم که همچنان سرپاست. عدم نمایش تبلیغات و کسب درآمد هوشمند این شرکت نیز بسیار عالی عمل می کند و پیشرفت خوبی داشته است. سرویس بلاگینگ بیان در این یک سال تغییرات خوبی هم داشته؛ فضا برای نوشتن جذب کننده است و کاربر برای نوشتن رغبت دارد.

تبریک ویژه به پایتون کاران بی حاشیۀ ایرانی!

علیرضا گیتی گهر
۱۳ مرداد ۹۴ ، ۰۸:۳۶ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲ نظر

پیرو پست قبلی در ارتباط با نحوۀ ایمیل مارکتینگ اپل، اپل پس از آغاز فروش سراسری، به تمام مشترکین لیست ایمیلی اش، اعلام کرد که دیگر می توانند آیفون 6 و آیفون 6 پلاس را با عقد قرارداد و انتخاب یکی از 3 شرکت اپراتوری خرید کنند.

ایمیل پیش فروش آیفون 6 اپل

مدت ها بود این موضوع که یک نوع اپیدمی در مردم جهان (و ما مردم ایران) وجود دارد که یک آن از جای بر می خیزیم و می خواهیم یک اقدامی کنیم آزارم می داد. این اقدام می توانست (و می تواند) خرید یک کالا (مثل آیفون)، نوعی پوشش (تاس یا بلند نمودن موهای سر)، استفاده از شبکۀ پیام رسان (اپیدمی گرایش موجی به سوی وایبر با وجود آنکه اسکایپ از هر نظر بهتر عمل می کند)، تغییر لوگو (به مناسبت‏های خاص در شبکه های اجتماعی)، تماشای برنامه ای خاص (مثل والیبال این روزها) و ده ها و صدها موضوع و مسالۀ دیگر که تمامی نداشته و همیشه جامعه ای مثل ایران یا امریکا نیازمند اینگونه تکاپوهاست تا اتفاقات دیگری نیفتد. بگذریم!

اپل آیفون 6 نیز آمد و همچون آمدن آیفون 5، سیل جمعیتی به سوی پاساژهای موبایل و وبسایت های اینترنتی آن هم به صورت شبانه برای خرید آیفون جدید ایجاد شد.

آیا فکر کرده اید قیمت تمام شده این محصول برای کمپانی اپل چقدر بوده؟ و آیا فکر کرده اید بهای گزافی که برای این نوع تلفن پرداخت می کنیم می تواند چه حسنات دیگری برای ما داشته باشد؟ آیا فکر می کنید آیفون، تک است یا ما گرفتار همان اپیدمی همیشگی و چشم و همچشمی حتا در این نوع موارد هستیم؟ آیفون را برای چه می خریم؟ برای اینکه آیفون است یا امکانات ویژه ای دارد که همۀ ما می شناسیم و بر همان اساس، آن را از سایر دستگاه ها و موبایل های موجود در بازار تمییز می دانیم؟

کمپانی ایسوس روز دهم سپتامبر (19 شهریور) با انتشار تصویری در فیسبوک این شرکت اعلام کرد که علاقه مندان به خرید تلفن جدید می توانند به جای خرید یک آیفون 6، شش گوشی ZenFone این شرکت را تهیه کنند. [متن خبر]

گوشی ZenFone در مقابل آیفون 6

اگرچه دیدگاه کاربران نیز با هم متفاوت است و در همین مطلب، کاربری در انتقاد از متن منتشر شده از جانب ایسوس نوشته: بلی ولی برای کسی خوبه که هر سال گوشی عوض میکنه آیا دو سال دیگه این گوشی می تونه بازی های روز رو اجرا کنه؟ مطمئنا خیر! ولی همین الان روی آیفون 4 که تقریبا مال 5 سال پیشه هر بازی روزی به خوبی اجرا میشه

اما در نهایت آنچه که من فکر می کنم آن است که این اپیدمی نه فقط برای اپل که برای تمام تولید کنندگانی که تصور می کنند کالایشان تمامن مصرفی و از ملزومات زندگیست که باید به صورت دائم توسط مشتری تغییر یابد از بین برود. در این حالت است که کیفیت حقیقی را به دور از بوق رسانه های تبلیغاتی لمس می کنیم و هزینه های گزاف و سالیانه بابت این موارد نمی پردازیم

هوشمندی = رمز موفقیت

علیرضا گیتی گهر
۲۶ شهریور ۹۳ ، ۱۷:۰۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
این امکان که هر سرویس بلاگ دهی می تواند دامنه به وبلاگهایش متصل کند چیز جدیدی است و این برای کاربر تازه آشنا (و یا نه، حتا کاربر دیرین و آشنا به اینترنت) بسیار سهل الوصول است.
اینکه در اختیار شما همه چیز را قرار دهند و شما تنها با چند کلیک بدون نصب هیچ CMS و پلاگین و احتمالن خرده طراحی یی، همه چیز را یکباره داشته باشید بسی مفید و دلچسب می نماید.
اما 2 مورد در ادامه می آید که تیتروار بدین گونه تقدیم می گردد:
  1. هر سرویسی لایق اتصال دومین شما به آن نیست و اصولن لایق هیچ نیست!
  2. پس از اتصال، با مسالۀ Duplicate content چه کنیم؟
اینکه هر سرویس حقیقتن و به همین صراحت، لیاقت درج محتوا درون آن را ندارد کاملن صحت دارد. همین الان که شما این متن را از دیدگاه مبارک خویش با قدرت رسانۀ بیان می خوانید، اسکریپت ایجاد سرویس بلاگینگ می فروشند آنهم به قیمت 50.000 تومان یعنی تنها 3.000 تومان گرانتر از یک دامنۀ .com!
آیا شما در این سرویس، وبلاگ ایجاد می کنید؟ اصلن به آن فکر هم می کنید؟ این چنین سرویس ها حتا لایق اسپمینگ نیز نیستند!
در ارتباط با مورد دوم؛ شوربختانه یک مشکل بزرگی که شخصن در 2 سرویس میهن بلاگ و بلاگ اسکای دیدم، این بود که کاربر پس از اتصال دامنه اش به وبلاگ، تنها تغییری که در URL وبلاگ ایجاد می شود، این است که علاوه بر نشانی یا URL وبلاگ شما (مثلن example.mihanblog.com) نشانی دامنه شما نیز همان محتوای وبلاگ را تنها در حالت دامنه اختصاصی نمایش می دهد (مثلن example.com) و این همان "دوبله شدن محتوا" یا Duplicate Content است که سمی بالقوه برای سئوی هر وبسایت شناخته می شود. مشکل آنجایی پررنگ تر می شود که افرادی، به هر 2 نشانی لینک هایی از روی دوستی یا دشمنی بدهند!
چاره چیست؟
ما فرض را بر این می گیریم که شما تمایلی به ایجاد یک وبلاگ با یک CMS را نیز نداشته و تنها می خواهید از همین راه وبلاگ نویسی کنید. ساده ترین راه این است که در ارتباط با سرویس های متفاوت پرس و جو نموده و اطلاعات کسب کنید. دستکم در همین مطلب، گفته شد که 2 سرویس معروف وبلاگ نویسی با چنین مشکلی مواجه هستند.
بیشتر این سرویس ها، خدماتی نظیر اتصال دامنه به وبلاگ را به صورت رایگان ارائه می دهند. سرویس وبلاگنویسی گوگل موسوم به بلاگر (بلاگ اسپات) یکی از این سرویس هاست اما در عین حال سرویس وردپرس دات کام را داریم که به ازای اتصال هر دامنه مبلغی را از کاربر اخذ می نماید. همچنین هر یک از امکاناتی که در اختیار کاربر قرار می گیرد، هزینه های مربوط به خود را دارد. در سوی دیگر، سرویسهای ایرانی نیز فراوانی (یا شاید بهتر، همه این سرویس ها) هستند که این خدمات را به رایگان عرضه می کنند و در کنار آن، نمایش تبلیغات برایشان ارجحیت دارد اما در مقابل نیز، همین رسانۀ بیان وجود دارد که پایۀ کاری اش، بر اساس نشر علم و تولید محتوا است؛ سرویس بسیار خوبی را ارائه می کند و همچنین از نمایش تبلیغات (دستکم تا کنون) صرف نظر کرده است پس بابت یک به یک امکاناتی که کاربر طبق جدول، درخواست کند، باید هزینۀ آن را پرداخت کند. برای مثال قابلیت اتصال وبلاگ به نشانی دامنۀ اختصاصی 15.000 تومان (برای 1 دامنه) و 20.000 تومان (برای 3 دامنه) می باشد.
حال شما می بایست بررسی کنید که آیا اصلن می خواهید این کار را انجام دهید یا خیر! هدفتان از این اقدام چیست و کدام سرویس، بهترین میزبان برای شما خواهند بود؟!
دی ان اس سرور
علیرضا گیتی گهر
۱۸ شهریور ۹۳ ، ۰۲:۱۵ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

کمتر از 48 ساعت دیگر مانده تا انفجار 2 محصول انقلابی اپل و حال ببینید بزرگ بودن یک شرکت چگونه بر روی تبلیغات آن نیز تاثیر می گذارد.

آخرین ایمیلی که شرکت اپل برای اعضای ایمیل مارکتینگش ارسال کرده، برمی گردد به تاریخ چهارم سپتامبر یعنی 4 روز پیش.

ایمیل 4 سپتامبر اپل

ترجمۀ متن مندرج بر روی بروشور تبلیغاتی اپل چنین است:

مدارس آغاز می شوند

اما پیشنهاد ما به زودی پایان می یابد

 تصور می کنید این نشانگر چیست؟ پر واضح است که این بزرگی یک شرکت را نشان می دهد که راه های تبلیغاتی خود را به خوبی می شناسد اما اسپم نمی کند. دقیقن معنای بزرگی شرکت همین است که شما بدون آنکه اسپم کنید (حتا اگر اعضای شما با تمایل خود به عضویت شما درآمده اند) خود را حرفه ای نشان داده و بفروشید!

حال این را مقایسه کنید با اکثر شرکت های خرده پای ایرانی، چینی و فیلیپینی که برای تنها یک CD، کتاب و یا هر چیز کوچک و بزرگ(!) دیگر نه بدون اجازه ایمیل ها را می دزدند که مرتب اسپمینگ را سرمنشا تجارت خود قرار داده اند و نام آن را تجارت الکترونیک [1] گذاشته اند. تجارت الکترونیکی که حال عضوی از بی شمار رشتۀ دانشگاهی در ایران و جهان است و این سیاهی ها به نام همین نوع تجارت و رشته زده می شود.

تنها نگاهی به صندوق اسپمتان، شما را با این واقعیت از اکثر اصناف (اگر نگوییم همه!) روبرو می سازد:

ایمیل اسپم 2ایمیل اسپم1

و جالب تر آنکه این به اصطلاح ایمیل ها، روزانه گسترش یافته و اگر سرویس جیمیل نبود، شاید شاهد وجود قانون جدید در همین ارتباط بودیم و در دادگستری ها، شغلی برای بررسی و رسیدگی به تنها همین مورد ایجاد می شد چراکه نه تنها به سمت فرهنگ درست ارسال ایمیل پیش نرفته ایم که هرچه جلوتر می رویم، بیشتر پسرفت می کنیم.

اینکه تا چه زمان قرار است این پروسه ادامه داشته باشد مشخص نیست اما بد نیست که هر از گاهی از خالقین اصلی مان یاد بگیریم و از ابزاری که در دست داریم همیشه به بدترین شکل ممکن استفاده نکنیم. این مسائل همچنین در بحث تبلیغات تلویزیونی (ماهواره اِی) -که از مجاری قانونی تبلیغات شمرده می شود- نیز وجود دارد.

آغازگر این راه حتا شما می توانید باشید. شمایی که خودتان را کارآفرین می دانید و محصولی به دستتان رسیده که تصور می کنید می توانید آن را بفروشید.

محصول شما خواهان خواهد داشت اگر راه درست تبلیغات را از هر رسانه ای پیش ببریم.

اسپم مارکتینگ

علیرضا گیتی گهر
۱۷ شهریور ۹۳ ، ۱۷:۵۴ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

از زمانیکه من برای وبلاگ تجارت الکترونیک در وردپرس یادداشت می گذاشتم بیش از 5 سال میگذره.

همچنین مقالاتی رو که در وبسایت های متفاوت مثل شرکت مبنا منتشر کردم از جملۀ مهم ترین مقالات این شرکت بودند که بیشترین بازدید رو به شهادت سرویس آنالیتیکس گوگل و کنتور داخلی پنل مدیریت وبسایت شرکت داشتند.

شاید نوشتن در فضای بیان، این ذوق را دوباره در من به وجود آورد که بتوانم به یک سرویس خوب ایرانی اعتماد کنم و دوباره بهترین ها را به ارمغان آورم هرچند که نمیخواهم وقت زیادی صرف کنم. ای کاش بیان امکان نوشتن و ارائۀ مطالب بلاگرهایش را در قالب VIP می گذاشت تا هم خود ذینفع باشد و هم برای اولین بار در تمام سرویس های بلاگینگ، این امکان بدون نصب پلاگین بر روی هاست برای کاربران مهیا می گشت.

اگرچه وبلاگستان فارسی و سرویس های ارائه دهندۀ بلاگ در ایران حالا دیگر قدرت لازمه را پیدا کرده اند اما اینکه شما بتوانید سرویسی را خلق کنید که متفاوت با سرویس های مشابه فعالیت کند حقیقتن کار سختی است و انتخاب من برای نوشتن در بیان بی دلیل نیست. تصور می کنم افرادی چون ما که می توانند تولید محتوا کنند و اثری خلق نمایند می بایست کمی استرس همیشگی سرویس های داخلی را پذیرفته تا در نهایت به خود کمک کنند. در این میان، در نهایت سرویس هایی هم پیدا شده اند (همچون همین بیان) که با نوع سرویس دهی و اطلاع رسانی در قالب های مختلف رسانه ای، به کاربر این آسودگی خاطر را می دهند که می توانید بنویسید. نگران نباشید!

علیرضا گیتی گهر
۱۷ شهریور ۹۳ ، ۱۳:۱۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر