۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

نگاهی به کتاب "تحول در نظریه های روابط بین الملل"

کتاب "تحول در نظریه‎های روابط بین الملل" نوشتۀ دکتر حمیرا مشیرزاده از جمله کتاب‎هاییست که به عنوان مطالعۀ آزاد و یا منبعی به عنوان کنکور ارشد در نظر گرفته می‎شود.

نویسندۀ کتاب در مقدمۀ آن آورده است: "متن کتاب را نمی‎توان به صورت متنی مقدماتی برای آشنایی اولیه با نظریه‎های روابط بین المللی تلقی کرد و باید قبول داشت که برای خوانندگانی که با بحث‎های مفهومی روابط بین الملل آشنایی مقدماتی ندارند می‎تواند بسیار دشوار جلوه کند...

...خوانندگانی بهتر می‎توانند با این کتاب ارتباط برقرار کنند که مطالعات جنبی در این زمینه‎ها داشته باشند."

در فهرست این کتاب به راحتی سیر این نظریه پردازی را می‎توان مشاهده کرد. سیری که از لیبرالیسم و تحولات آن آغاز و به سازه انگاری ختم می‎شود.

این کتاب را به عنوان مرجعی برای دانشجویان در کنکور کارشناسی ارشد روابط بین الملل و همچنین مطالعۀ آزاد می‎توان در نظر گرفت.

به زودی با خلاصه‎ای که از صفحات دیگر در دسترس هستند، بیشتر با این کتاب آشنا خواهید شد. این خلاصه می‎تواند کمکی برای دانشجویانی در نظر گرفته شود که احتمالا وقت کمتری برای مطالعۀ کتاب دارند؛ هرچند که مطالعۀ کامل کتاب و خصوصا بخش لیبرالیسم و تحولات آن قویا توصیه می‎گردد. 

روی جلد کتاب تحول در نظریه های روابط بین الملل

  • علیرضا گیتی گهر
  • دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۶

۴ کلید برای یاد گرفتن هر چیزی (بخش اول)

من روی چگونگی یاد گرفتن مطالعه کرده ام، چرا که همواره سعی دارم مهارتهای جدید بیاموزم و عاشق یاد گرفتن چیزهای جدید هستم. اما مدام به چند مشکل کلیدی برمی‌خورم:

خطر غرق شدگی!

خطر غرق شدگی در کتاب
هر‌چه بیشتر می‌آموزید، می بینید که چیزهای بیشتری برای یاد گرفتن وجود دارند. تازه کارها نمی‌دانند چقدر مطلب برای یادگیری وجود دارد اما هر چه بیشتر جستجو می‌کنید حفره‌های جدیدی در دانشتان پیدا می‌کنید که بسیار وسیعند. بعد وقتی در حال جستجو در آن حفره ها هستید، حفره های حتی بزرگتری پیدا می‎کنید. این مسئله می‎تواند شما را در خطر گمراهی و غرق شدگی قرار دهد. بسیاری از افراد در آخر به خاطر این احساس تسلیم می‌شوند و یادگیری آن مهارت را کنار می‌گذارند.

شکست

شکست
شکست احساس بدی است. اگر‌بخواهید شطرنج یاد بگیرید، در ابتدا یک عالمه می‌بازید. بعد بهتر میشوید و بارها میبازید. در واقع، هرقدر که ماهر شوید، امکان دارد چندین بار ببازید. این فقط در بازی‌ها اتفاق نمی‌افتد، بلکه در یادگیری زبان‌ها، مهارت‌های فیزیکی، موضوعات آکادمیک ممکن است شکست های زیادی بخورید. راه هایی هست که بتوانید کاری کنید که به ندرت شکست بخورید، اما در این حالت، چیز زیادی هم یاد نمی‎گیرید.

احساس می‌کنید آب در هاون می‌کوبید

ناامیدی در زندگی

در یک دنیای خیالی، شما با سرعتی باور نکردنی چیزها را یاد می‌گرفتید و مهارت های جدید و دانش را مثل فیلم ماتریکس در مغزتان دانلود میکردید. متاسفانه در دنیای واقعی چنین کاری امکان ندارد. شما می‌خوانید و می‌خوانید، یا تمرین می‌کنید و تمرین می‌کنید اما بسیاری اوقات به زحمت در آن زمینه بهتر می‌شوید. انگار بقیه افراد با دوبرابر سرعت شما یاد میگیرند. گاهی به نظر می‌رسد شما هیچ چیز یاد نمی‌گیرید. این می‌تواند خیلی ناامید کننده باشد.

همیشه یک حس عدم اطمینان وجود دارد

بی اعتمادی

آدم‌ها بیشتر اوقات حس عدم اطمینان را دوست ندارند. ما از آن پرهیز می‎کنیم، از آن می‎ترسیم و عصبانی و کلافه می‌شویم. اما وقتی می‌خواهید یک مهارت جدید یاد بگیرید، تقریبا همه جا به عدم اطمینان برمی‌خورید. شما مدام برخی چیزها را فراموش میکنید، چیزی نمی‌فهمید،یا وقتی فکر می‌کنید دارید چیزی را می‌فهمید، امتحانش می‌کنید و معلوم می‌شود که اصلا آن را نفهمیده‌اید. این حس عدم اطمینان باعث می‌شود بسیاری از افراد تسلیم شوند و ادامه ندهند.

خب. پس همه‌ی ما میخواهیم مهارت‌هایی را یاد بگیریم. زبان های جدید، مهارت های برنامه ریزی، مهارت های فیزیکی، تاریخ، ریاضی، نویسندگی، بازی ها و بسیار بیشتر. اما این چهار مشکل بر سر راه ما قرار میگیرند.
بیایید با آن‌ها رو در رو شویم. قرار است چهار کلید را کشف کنیم که از پس این چهار مانع بربیاییم تا بتوانیم هر چیزی را که بخواهیم یاد بگیریم.

مترجم: مهسا ماجد

  • علیرضا گیتی گهر
  • يكشنبه ۲۹ مرداد ۹۶

اسلام و لیبرالیسم؛ سخنی در چند و چون ارتباط اسلام و لیبرالیسم

1.1. در اخلاق، لیبرالیسم را می توان با قانون پرستی یا شرع پرستی و سخت گیری یا سخت رفتاری در تقابل نهاد. لیبرالیسم از هر یک از این دو آیین اخلاقی انعطاف پذیرتر است.

1.1.1. قانون پرستی یا شرع پرستی آن نوع اخلاقی است که در پی آن است که برای هر اوضاع و احوال متصوری که در آن گزینش اخلاقی در میان می آید قاعده ای توصیه کند؛ یا آن نوع روحی هایی است که در هر اوضاع و احوالی از آنچه یگانه قاعده اش می پندارد تبعیت می کند. در واقع نیز، پاره ای از نظام های اخلاقی قواعد رفتاری به غایت مفصل و مشروحی ساخته و پرداخت اند که صرف به خاطر سپردن و به یاد آوردن آنها کاری است طاقت فرسا، چه رسد به رعایت آنها. هرچه ، در مقام عمل، حتی این نظام های اخلاقی هم همیشه، بر حسب مقتضیات وضع و حال کمابیش انعطافی از خود نشان داده اند. به هر حال، قانون پرستی به قیمت تغافل ورزی از ملاحظات اخلاقی واقع نگرانه وسیع تر، برای الفاظ قانون و شرع و برای ظواهر و نهادهای قانونی و شرعی حرمتی افراطی قائل است. گفته شد که قانون پرست هم بر یک نوع اخلاق اطلاق می شود و هم بر یک نوع روحیه. اگر حق داشته باشم، در اینجا، ارزش داوری ای بکنم، باید بگویم که احتمالا روحیه و نگرش قانون پرستانه بسیار خطرناکتر از نظام اخلاقی قانون پرستانه است.

مصطفی ملکیان

دانلود کامل مقاله

  • علیرضا گیتی گهر
  • جمعه ۲۷ مرداد ۹۶

موفقیت در برنامه ریزی

همۀ ما کارهای خیلی زیادی برای انجام دادن داریم: همۀ درخواست‎های که دیگران به ما ایمیل می‎کنند، فهرستی بی‎پایان از اهداف و پروژه‎های خودمان و...؛ به همه جا سفر کنیم، انبوهی از مهارت‎های تازه را فرا بگیریم، همۀ کتاب‎ها را بخوانیم و همۀ فیلم‎های خوب را ببینیم و در عین حال، یک شریک زندگی، یک دوست و سرپرست یک خانوادۀ بی‎نقص باشیم.

خب! امکان ندارد بتوانیم از پس همۀ این‎ها بر بیاییم. برای به انجام رساندن همۀ این وظابف و علاقمندی‎ها در طول روز، زمان کافی نیز وجود ندارد و همچنین نمی‎توانیم توجه خود را به تمامشان معطوف کنیم. حتی اگر یک برنامۀ کاملا منظم نیز برای خودمان داشتیم، باز هم امکان نداشت بتوانیم حتی نیمی از کارهایی را که می‎خواهیم انجام دهیم. همانطور که در هنگام گرسنگی و خوردن، اشتهای ما، از گنجایش معده‎مان پیشی می‎گیرد، آرزوهای ما نیز بزرگ‎تر از سطح توانایی‎هایمان هستند.

من می‎گویم: تسلیم شوید و همه‎اش را انجام ندهید! ساده سازی کنید و تلاش نکنید تا بی‎‎نقص باشید و سعی نکنید بی‎نقص‎ترین نوع زندگی را فراتر از آنچه که در توانتان هست خلق کنید.

در عوض، از هر روز نهایت استفاده را ببرید. چطور؟ چند راهکار وجود دارد:

به کاری که می‎کنید توجه کنید!

زمانی که مشغول میل کردن غذای خوبی هستید، از آن لذت ببرید. اگر توجهتان حین غذا خوردن همزمان معطوف به تلفن همراهتان است و چیزی را می‎خوانید، آن غذا به هدر رفته است. اما اگر آن را مزه مزه کنید، یک وعدۀ فوق‎العاده خواهد شد. اگر هر لقمه را مزه مزه کنید، هر کدام آن‎ها با اهمیت خواهند بود.

هر روز را گزینش کنید!

بهترین‎ها را در برنامۀ روزانه‎تان قرار دهید. نگذارید مسائل بی‎اهمیت و نامربوطی به آن برنامه راه یابد. مثلا اگر می‎خواهید مطلبی را در اینترنت مطالعه کنید، ریزبین باشید. روی هر لینکی که در حین مطالعه می‎بینید، کلیک نکنید. زمانی‎که قرار است برنامه‎هایتان را هم انتخاب کنید، مهم‎ها را برگزینید نه آنهایی که کوچک و بی‎اهمیت هستند.

اگر قرار است به درخواست کسی جواب مثبت بدهید (حال آن درخواست هرچیزی می‎تواند باشد، از یک تماس تلفنی یا رفتن به یک مهمانی)، اطمینان حاصل کنید که این درخواست، ارزش وقتتان را دارد. اگر قرار باشد وقتتان را با معیارِ پول ارزیابی کنیم، آیا حاضرید برای پاسخ مثبت دادن به درخواستی مبلغ صد هزار تومان بپردازید؟ این مبلغ، هزینۀ زمانی است که خرج می‎کنید. آیا حاضرید بیست هزار تومان برای یک ساعت مطالعۀ مطالبی که برای شما از گروه‎های مختلف در تلگرام آمده یا ایمیل شده‎اند پرداخت کنید؟ اگر پاسختان منفی است، احتمالا ارزشش را ندارد.

بی‎رحم باشید!

لازم است آن دسته از مطالب، افراد، دیدارها و هر آنچه که می‎خواهد و می‎خواهند زندگی شما را تحت سلطه و اشغال خود در بیاورند، پالایش کنید. چیزهایی که نمی‎توان مدیریت کرد؛ آنهایی که از کنترل شما خارج هستند، به صورت ناخودآگاه وقت و زمان و توجه شما را خواهند بلعید. پس آن‎ها را فیلتر کنید! به بیشتر درخواست‎ها به راحتی "نه" بگویید. شما ملزم به چک کردن تمام ایمیل‎ها و مسیج‎های لیست بلندبالای کانال‎های تلگرامتان نیستید؛ مجبور نیستید به همۀ میهمانی‎ها و عروسی‎ها و عزاها بروید. ملزم به خواندنِ کتابهایی که از نظر علمی، سودی ندارند نیستید.

بدانید کار شما پاسخ دادن به همه چیز نیست! صفحه‎های شبکه‎های اجتماعی را همیشه باز نگذارید. تلفن همراهتان را مدتی خاموش کنید و خودتان انتخاب کنید که می‎خواهید چه چیزهایی در زندگی شما جای بگیرد.

به آنچه که دارید، راضی باشید!

ما همیشه می‎خواهیم کارهای بیشتری انجام دهیم، آدم بزرگتری باشیم و چیزهای بیشتری را تجربه کنیم. اما در عوض می‎توانیم یاد بگیریم که چه چیزی را که خودمان انتخاب می‎کنیم انجام دهیم. از این انتخاب خوشحال باشیم و بدانیم و که برای رها کردن باقی چیزها، دلیلی داشته‎ایم.

ما می‎توانیم به جای اینکه مدام به دنبال مرغ همسایه که غاز می‎پنداریم، باشیم، قدردان چیزهایی باشیم که در حال حاضر پیش رویمان هستند.

با نقص‎ها کنار بیاییم!

حتی اگر گزینش و فیلتر کنید، هیچ وقت نمی‎توانید یک روز "بی نقص" یا یک زندگی "بی نقص" خلق کنید. شما هیچ وقت "بی نقص" نخواهید بود. ایده‎آل ما در واقعیت وجود ندارد. در این زندگی در هم ریخته، واقعیت این است که آن چیزی که تجربه می‎کنیم هیچوقت با ایده‎آل جور در نمی‎آید و همیشه کمی نقص خواهد داشت.

مایا می‎توانیم این را قبول کنیم یا نمی‎توانیم و همیشه ناراضی هستیم. پیشنهاد می‎شود که نقص‎ها را بپذیریم و با آنچه که هستیم و در هم ریختگی‎ای که به زندگی ما راه می‎یابد کنار بیاییم.

     چند بخش ابتدایی این فهرست، ممکن است به شما این تصور را داده باشد که شما می‎توانید با ساده‎سازی زندگی خود را در اختیار بگیرید. اما واقعیت این است که یک روزِ شما ممکن است طبق برنامه پیش نرود. این فقط روال عادی اوضاع است. اگر بخواهیمم همه چیز را تحت کنترل بگیریم، طاقت‎فرسا است اما اگر اتفاقات پیش‎بینی نشده را نیز تجربه کنیم، یاد می‎گیریم که قدر یک تجربه را همانطور که می‎آید و هست بدانیم، هر طور که باشد.

پر واضح است که بعضی از چیزهایی که در این لیست هستند، متناقض به نظر می‎رسند و اتفاقا متناقض هم هستند. این به این خاطر است که این ایده‎ها و سرفصل‎ها تنها برای این منظور عنوان شده‎اند که به ما یادآور شوند که حواسمان به آن چیزهایی که به آن‎ها چنگ زده‎ایم باشد و تمرین کنیم که آنان را رها کنیم.

هر کدام از این ایده‎ها می تواند در زمان‎های مختلفی تمرین شود و پس از مدتی خواهیم دید که ما به چه چیزهایی وابسته بوده‎ایم. چیزهایی که حواس ما را پرت می‎کردند، تصوراتمان از بی نقص بودن، میل به بیشتر بودن، میل به "بله" گفتن به همه، امید به اینکه به انتهای فهرست برنامه‎ها یا ایمیل‎هایمان خواهیم رسید، میل ما برای کنترل کردن، آسان بودن و انجام دادن همه چیز. هیچکدام از این چیزها برای زندگی، ضروری نیستند و می‎شود همه یا بخشی از آن‎ها را رها کرد و زمانی که آنها را رها کنیم، می‎توانیم حقیقتی را که برایمان آشکار می‎شود ببینیم.

  • علیرضا گیتی گهر
  • پنجشنبه ۲۶ مرداد ۹۶
علاقه مند به حوزۀ سیاست (روابط بین الملل) و IT (سئو، بلاگینگ و تولید محتوا)
اینجا از هر دو حوزه می نویسم؛ هر آنچه برام جالبه و فکر می کنم برای دانشجوهای علوم سیاسی و روابط بین الملل میتونه مفید باشه، به اشتراک می گذارم.
در زمینۀ IT هم حرفهایی دارم که البته در مقابل بزرگان این حوزه، صرفا وقت گذرونیه :-)
دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید