۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روشهای-یادگیری» ثبت شده است

۴ کلید برای یاد گرفتن هر چیزی (بخش دوم و پایانی)

پیشتر با مطلبِ "۴ کلید برای یاد گرفتن هر چیزی (بخش اول)" در خدمتتان بودیم. حال با ادامۀ همان مطلب آغاز می کنیم و این ۴ کلید را به ترتیب مرور می کنیم.
مترجم: مهسا ماجد
اولین کلید: کانون توجهتان را محدود کنید
قدم به قدم تا موفقیت
بله این درست است چیزهای بسیار زیادی هستند که باید یاد بگیرید و این می‌تواند ترسناک باشد. اما این حقیقت زندگی است: چیزهای زیادی برای دیدن و انجام دادن وجود دارند اما هیچ کس نمی‌تواند به همه‌ی آن‌ها برسد. تمام کاری که ما میتوانیم بکنیم این است که گام به گام حرکت کنیم.
پس ما نباید روی حفره‎های بی‎شمار در دانشمان که کشف نشده باقی مانده اند تمرکز کنیم. بلکه باید حواسمان به زمینی که درست پیش رویمان است، باشد.
کدام محدوده‌ی کوچک را الان میتوانم مطالعه و کشف کنم؟
کدام زمینه را میتوانم از آن خود کنم؟
به تمام قلمروهای وسیع و دست نخورده بی توجهی کنید، بقیه‌ی دنیا را پشت در بگذارید، و فقط در یک مکان باشید. فقط همین یک چیز را مطالعه کنید. هر بار یک گام کوچک، چند قدم کوچک در روز و اینگونه می‌توانیم در طول زمان چیزهای زیادی بیاموزیم.
کلید دوم: شکست را شکست دهید
شکست دادنِ شکست
آیا همگی این ویدیوی deepmind's al را دیدید که به خودش یاد داد راه برود؟ نکته‌ی شگفت انگیز این است که او همه‌ی این کار را طی آزمون و خطا انجام داد. هر اشتباه برایش یک درس بود.
این، در واقع شبیه روند یادگیری ما است. ما تا وقتی دانشمان را امتحان نکنیم تا ببینیم در عمل کارگر می‎شود یا نه، نمی‎توانیم بفهمیم آنچه می‎دانیم، اشتباه است. ما تا زمانی  که چندین بار تلاش نکنیم و شکست نخوریم، نمیتوانیم حقیقتا یاد بگیریم.
همه‌ی ما راه رفتن را اینطور یاد گرفتیم... لغزان، افتان و‌ خیزان تا وقتی لم آن را یاد گرفتین. این همینطور همان شیوه‌ای است که با آن یاد می‌گیریم حرف بزنیم، خودمان با یک قاشق غذا بخوریم و غیره. البته که از دیدن الگوهایی که این کارها را درست انجام می‎دادند، بهره می‌بردیم، اما لازم داشتیم بارها تلاش کنیم و شکست بخوریم تا یاد بگیریم.
متاسفانه از یک جایی به بعد ما شروع به ترسیدن از شکست می‌کنیم، اما این ترس فقط جلوی پیشرفت ما را ‌می‌گیرد. شکست، بخشی از روند یادگیری است. هر باخت در شطرنج، هر بار که وقتی می‌خواهیم پشتک بزنیم، می‌افتیم،... این ها درس هستند.
پس به جای اینکه به شکست به عنوان یک‌ چیز بد نگاه کنیم، باید آن را وارونه کنیم. شکست یک درس است، فرصتی برای بهتر شدن؛ یک معلم پیر دانا که به ما می‌گوید لازم داریم روی تلاش برای یادگیری تمرکز کنیم.
وقتی شکست می‌خورید، لبخند بزنید و بگویید برای این درس متشکرم.
کلید سوم: لذت را در روند یادگیری بیابید
لذت در یادگیری
سخت است که احساس کنیم در حال پیشروی نیستیم و داریم زیادی کند حرکت می‌کنیم. ما می‌خواهیم با حداکثر سرعت به مرحله‌ی حرفه‌ای (یا لااقل یک تازه کار پیشرفته) برسیم، و وقتی پنج برابر وقت بیشتری از ما می‌گیرد، احساس درماندگی می‌کنیم.
درمانش این است که سرعت را در پیشرفتمان فراموش کنیم و فقط روی لذت بردن از روند یادگیری تمرکز کنیم.
این درست مثل وقتی است که به کوهنوردی می‌رویم و روی رسیدن به مقصد زیبایمان تمرکز داریم..و اما این یک مسیر طولانی است و فکر کردن به اینکه چقدر طول می‌کشد تا برسید، شما را درمانده می‌کند. در عوض، تمرکز کردن روی خود مسیر راه بهتری برای ادامه‌ی سفر است‌. از منظره، تلاش کردن و زیبایی در هر گام لذت ببرید.
وقتی در حال یادگیری هستید، به حای اینکه روی آنجایی که می‌خواهیم به آن برسیم، تمرکز کنیم  میتوانیم از همان نقطه‌ای که الآن در حال یادگیری‎اش هستیم، لذت ببریم. ما می‌توانیم بابت همانجایی که هستیم و از اصل بابت فرصتی که برای یادگیری در اختیارمان هست، سپاسگزار باشیم. ما می‌توانیم از زمین خوردن و هر پیشرفتی که تابحال کرده‎ایم لذت ببریم.
هر وقت خود را در حالی یافتیم که داریم آرزو می‌کنیم کاش سریعتر در حال پیشروی بودیم، این نشانه‌ی خوبی است که وقتش است تمرکزمان را روی نقطه‌ای که هستیم بگذاریم‌‌.
کلید چهارم: یاد بگیریم که از عدم اطمینان لذت ببریم
لذت از عدم اطمینان
من فکر می‌کنم عدم اطمینان از یادگیری یک چیز جدید، بودن در چنین جایگاه بیگانه‌ای، احتمالا سخت ترین قسمت است. ما شک را دوست نداریم و خودمان را از آن قایم می‌کنیم.
با تمرین آگاهانه، میتوانیم احساسمان درباره‌ی عدم اطمینان را تغییر دهیم. می‎توانیم شروع به پیدا کردن شادی در همین ندانستن، کنترل نداشتن، زمین سفت زیر پا نداشتن کنیم‌. این ممکن است عجیب به نظر برسد، اما ممکن است.
بیایید چند مثال بزنیم:
مثلا دارید یک بازی را یاد می‌گیرید و دارید چند دست اولتان را بازی می‌کنید. شما مدام می‌بازید، اصلا نمی‌دانید از کدام مهره‌ها باید استفاده کنید، نگران هستید که استفاده از هر مهره یک اشتباه بزرگ باشد. اینجا در جایگاه شک و شبهه قرار دارید. آیا می‌توانید از این روند امتحان کردن یک روش و عدم اطمینان از نتیجه‌ی نهاییش لذت ببرید؟ آیا کنجکاو هستید که وقتی مهره‌هایتان را حرکت می‌دهید چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ آن را به چشم فرصتی هیجان انگیز برای آزمایش کردن، اکتشاف و بازی ببینید و خوش بگذرانید! وقتی دارید یک زبان را یاد می‌گیرید، ممکن است عمیقا از صحبت کردن به آن زبان بترسید، زیرا نمیدانید دارید چه کار میکنید. این همان عدم اطمینان است.
اما اگر صحبت نکنید، هیچ‌وقت یاد نخواهید گرفت. پس به جای ترس از عدم اطمینان، به سمت آن بروید و حسابی از خودتان یک اسباب خنده بسازید. بهتر است یک اسباب خنده باشید تا ترسویی که هیچ‌چیز جدیدی یاد نمیگیرد. مثل یک رقص دیوانه‌وار با حرکات ناموزون بین یک جماعت است... فقط از دیوانه بازی لذت ببرید. شما می‌توانید همین کار را با یاد گرفتن یک زبان جدید بکنید. آن را امتحان کنید، مسخره به نظر بیایید و از این جایگاه عجیب و ناشناخته لذت ببرید. وقتی دارید نواختن موسیقی را یاد می‌گیرید، ممکن روی نواختن از روی ملودی های از پیش نوشته شده گیر کنید زیرا دنبال کردن دستور عملها بسیار راحت‎تر است. اما تا وقتی که ملودی‌ها را کنار نگذارید و تلاش نکنید موسیقی را خودتان بنوازید، واقعا یاد نخواهید گرفت. و وقتی حقیقتا یاد خواهید گرفت که سعی کنید بدون‌ نواختن از روی موسیقی که‌کسی قبلا نوشته، آهنگ خودتان را بنوازید و‌همانطور که دارید می‌نوازید بداهه نوازی کنید و از خودتان در‌ بیاورید. البته که خیلی نامطمئن‎تر است و احتمالا نتیجه‌اش افتضاح شود اما خب که چه؟ فقط خوش بگذرانید و چیزهایی را سرهم کنید. از این جایگاه خلق و عدم اطمینان لذت ببرید.
بنابراین اگر مثل یک بازی به آن فکر کنید، می‌توانید از عدم اطمینان لذت ببرید. اگر به آن به عنوان خلاقیت، یادگیری، اکتشاف، کنجکاوی، فهمیدن، آزمایش کردن، باز بودن و جدید بودن نگاه کنید، می‌توانید از آن لذت برده و آن را شجاعت بنامید.
امروز شجاع باشید و خود را در یک جایگاه نامطمئن قرار دهید. و بعد بگذارید قلبتان با شادی حاصل از آزادی ناشی از ندانستن و بی برنامه پرواز کردن، پُر شود.
  • علیرضا گیتی گهر
  • يكشنبه ۵ شهریور ۹۶

۴ کلید برای یاد گرفتن هر چیزی (بخش اول)

من روی چگونگی یاد گرفتن مطالعه کرده ام، چرا که همواره سعی دارم مهارتهای جدید بیاموزم و عاشق یاد گرفتن چیزهای جدید هستم. اما مدام به چند مشکل کلیدی برمی‌خورم:

خطر غرق شدگی!

خطر غرق شدگی در کتاب
هر‌چه بیشتر می‌آموزید، می بینید که چیزهای بیشتری برای یاد گرفتن وجود دارند. تازه کارها نمی‌دانند چقدر مطلب برای یادگیری وجود دارد اما هر چه بیشتر جستجو می‌کنید حفره‌های جدیدی در دانشتان پیدا می‌کنید که بسیار وسیعند. بعد وقتی در حال جستجو در آن حفره ها هستید، حفره های حتی بزرگتری پیدا می‎کنید. این مسئله می‎تواند شما را در خطر گمراهی و غرق شدگی قرار دهد. بسیاری از افراد در آخر به خاطر این احساس تسلیم می‌شوند و یادگیری آن مهارت را کنار می‌گذارند.

شکست

شکست
شکست احساس بدی است. اگر‌بخواهید شطرنج یاد بگیرید، در ابتدا یک عالمه می‌بازید. بعد بهتر میشوید و بارها میبازید. در واقع، هرقدر که ماهر شوید، امکان دارد چندین بار ببازید. این فقط در بازی‌ها اتفاق نمی‌افتد، بلکه در یادگیری زبان‌ها، مهارت‌های فیزیکی، موضوعات آکادمیک ممکن است شکست های زیادی بخورید. راه هایی هست که بتوانید کاری کنید که به ندرت شکست بخورید، اما در این حالت، چیز زیادی هم یاد نمی‎گیرید.

احساس می‌کنید آب در هاون می‌کوبید

ناامیدی در زندگی

در یک دنیای خیالی، شما با سرعتی باور نکردنی چیزها را یاد می‌گرفتید و مهارت های جدید و دانش را مثل فیلم ماتریکس در مغزتان دانلود میکردید. متاسفانه در دنیای واقعی چنین کاری امکان ندارد. شما می‌خوانید و می‌خوانید، یا تمرین می‌کنید و تمرین می‌کنید اما بسیاری اوقات به زحمت در آن زمینه بهتر می‌شوید. انگار بقیه افراد با دوبرابر سرعت شما یاد میگیرند. گاهی به نظر می‌رسد شما هیچ چیز یاد نمی‌گیرید. این می‌تواند خیلی ناامید کننده باشد.

همیشه یک حس عدم اطمینان وجود دارد

بی اعتمادی

آدم‌ها بیشتر اوقات حس عدم اطمینان را دوست ندارند. ما از آن پرهیز می‎کنیم، از آن می‎ترسیم و عصبانی و کلافه می‌شویم. اما وقتی می‌خواهید یک مهارت جدید یاد بگیرید، تقریبا همه جا به عدم اطمینان برمی‌خورید. شما مدام برخی چیزها را فراموش میکنید، چیزی نمی‌فهمید،یا وقتی فکر می‌کنید دارید چیزی را می‌فهمید، امتحانش می‌کنید و معلوم می‌شود که اصلا آن را نفهمیده‌اید. این حس عدم اطمینان باعث می‌شود بسیاری از افراد تسلیم شوند و ادامه ندهند.

خب. پس همه‌ی ما میخواهیم مهارت‌هایی را یاد بگیریم. زبان های جدید، مهارت های برنامه ریزی، مهارت های فیزیکی، تاریخ، ریاضی، نویسندگی، بازی ها و بسیار بیشتر. اما این چهار مشکل بر سر راه ما قرار میگیرند.
بیایید با آن‌ها رو در رو شویم. قرار است چهار کلید را کشف کنیم که از پس این چهار مانع بربیاییم تا بتوانیم هر چیزی را که بخواهیم یاد بگیریم.

مترجم: مهسا ماجد

  • علیرضا گیتی گهر
  • يكشنبه ۲۹ مرداد ۹۶

روشهای تقویت حافظه کارشناسی ارشد مجموعه علوم سیاسی و روابط بین الملل (کد 1130)

مطلب زیر در وبسایت مدرسان شریف برای داوطلبین علوم سیاسی و روابط بین الملل درج شده است.

حافظه انسان و راههای تقویت آن
در بسیاری از زمان ها و در مواقع مختلف با این جمله روبرو شده ایم که «اسمش نوک زبونم بود» یا «آخ یادم بود ها!» یا «توی ذهنم بود» و ... و بعد به این باور می رسید که من اصلاً حافظه خوبی ندارم و یا با وجود مشغله های روزانه هیچ چیزی در ذهنم باقی نمی ماند، عنوان این چنین توجیحاتی غالباً به علت عدم آگاهی کافی از توانایی ذهنی است نه ناتوانی حافظه. میزان بهره برداری از ذهن و گنجایش اطلاعات در خانه های حافظه برای همه افراد تقریباً یکسان است ولی بازدهی فکری و ذهنی به میزان و نحوه استفاده از اطلاعات موجود در حافظه بستگی دارد.

تقسیم بندی خانه های حافظه
غالباً صاحب نظران و متخصصین، حافظه انسان را به سه بخش تقسیم می کنند که به ترتیب عبارتند از حافظه کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت و هر کدام از این سه بخش نیز خود شامل 2 خانه می باشد.
حافظه کوتاه مدت که عمدتاً محل نگهداری موقت اطلاعات می باشد، دارای ظرفیت پایینی است. کاربرد این قسمت از حافظه، ثبت مطالب و اطلاعات زودگذر می باشد، مثلاً فرض کنید با تلفن همراه در حال صحبت هستید و شخصی که با شما در حال مکالمه است قصد دارد شماره تلفن دیگری به شما بدهد و شما شرایط ثبت مکتوب آن را ندارید، سعی می کنید شماره ها را قسمت به قسمت حفظ کنید و پس از اتمام مکالمه و گذشت مدت زمانی کوتاه، دیگر از آن شماره تلفن در حافظه تان چیزی یافت نمی شود.
در اکثر مواقع، بیشتر مواردی که از طریق حواس پنج گانه به حافظه ما وارد می شوند (از قبیل طعم، بو، منظره ای زیبا و ...) در خانه های حافظه کوتاه مدت ثبت شده که بدون هیچ گونه پردازشی و یا انتقالی پس از مدت زمانی، از یادمان می روند.
هدف از اشاره این مطالب، مشخص نمودن وظیفه خانه های ابتدایی حافظه است . نکته مهم در راستای بهره گیری بهتر از این قسمت حافظه، چگونه رویارویی با اطلاعات فرار و عدم خروج آنها می باشد.
نگارش و تکرار هر دسته از اطلاعات، رابطه ای مستقیم با تثبیت آنها در خانه های حافظه دارد . با توجه به نمودار زیر متوجه می شویم که پس از مدتی تکرار، داده های ورود کرده به حافظه چگونه به حالت پایدار در می آیند.
حافظه میان مدت دارای حجم و مدت زمان تثبیت معین می باشد که در این خانه ها، اطلاعات آمادگی این را کسب می کنند که با پردازش صورت گرفته برروی آن ها به خانه های حافظه بلند مدت منتقل شوند. در صورت بی تفاوتی به انباشته شدن آن ها، متناسب به زمان و نحوه ورود داده ها و ... بتدریج اطلاعات از ذهن ما خارج می شوند. برای درک بهتر این مهم، به این مثال توجه نمایید:
فرض کنید آدرس منزل دوستتان را یادداشت کردید و عازم آن جا هستید ولی برای راحتی شما، دوستتان نشانه های فیزیکی از محل زندگی اش را برای شما عنوان می کند، مثلاً سوپرمارکت علی و چون شما از بین تمامی موارد آدرس، به علی تمرکز بیشتری دارید، منزل دوستتان را با توجه به آن پیدا می کنید و اگر چندین بار دیگر به آنجا مراجعه نمایید، عنوان سوپرمارکت علی در ذهن تان وجود خواهد داشت. حال فرض کنید پس از یک بار مراجعه به آنجا، مدت زمانی نسبتاً طولانی است که به آن جا نرفته اید. در صورت تصمیم گیری مجدد برای رفتن به منزل دوست تان، ذهن شما پالس هایی از به یاد داشتن آدرسی می دهد که یادداشت کرده اید ولی نمی دانید کجا و تحت چه عنوانی بوده است. تا این که با کنکاش مجدداً برای شما تجلی می شود «سوپرمارکت علی»، زیاد و تمرکز مناسب روی اطلاعات قبلی و به وسیله همین نام می توانید تا حدودی آدرس را به یاد آور ید، ولی از دیگر قسمت های آدرس چیزی به ذهنتان نمی رسد؛ زیرا در زمان حفظ اطلاعات، تکرار و تمرکزتان بیشتر بر روی سوپر مارک علی بود نه دیگر موارد آدرس.
با درنظر گرفتن مثال فوق و میزان حجم و زمان نگه داری مطالب در خانه های حافظه میان مدت، متوجه می شویم که این خانه ها بهترین کاربرد را برای مطالعه کلمات کلیدی و اساسی و یا نشانه گذاری دارند که بسیاری از دانشجویان با اتکا به این قسمت از حافظه خود، مطالب را به خوبی مرور و یادآوری می کنند. در واقع یکی از وظایف مهم خانه های حافظه میان مدت، حفظ نکات کلیدی و اشاره ای بوده و همان طور که عنوان شده بوسیله اندکی تمرکز و تکرار حاصل می شود.
برای به خاطر سپردن مطالب در دراز مدت، انتقال داده ها از حافظه کوتاه مدت به میان مدت و سپس به دراز مدت بسیار مهم است. مهمترین عامل جهت انتقال اطلاعات از خانه های حافظه کوتاه مدت به دیگر خانه ها، تکرار و تمرین در زمانهای مشخص است. هدف ما نیز از بیان خانه های حافظه، این است که با تکرار و تمرین بتوانیم اطلاعات را به خانه های تثبیتی (بلندمدت) حافظه هدایت کنیم. بر خلاف تفکر عموم، این عمل دور از دسترس یا خیلی سخت نیست، بلکه اصولی را باید رعایت کنیم که به بسیاری از آن ها در روش های مطالعه اشاره شد. از بین این اصول، به صورت اجمالی می توان به تکرار و تمرین، تمرکز و رعایت سیکل زمانی مطالعه اشاره نمود.
خانه های حافظه بلند مدت، آخرین جایگاه جهت ته نشین شدن و تثبیت دائمی اطلاعات است. این خانه ها که در اصل بخش مهم و تعیین کننده ای را در زمان آزمون ایفا می کنند، با ثبت اطلاعات به روش تأملی، داده ها را ذخیره کرده و در هر زمانی که مجدداً با یکی از مطالب ثبت شده مواجه شویم، سریعاً مغز دستور استفاده از اطلاعات مربوطه را صادر می کند. جهت تحقق چنین موضوعی لازم است نکاتی هنگام مطالعه رعایت شود. شاید این مطلب را بدفعات شنیده باشید «با تأمل وارد شدن مطالب مساوی است با دیرتر خروج آنها از ذهن» این عبارت دقیقاً مصداق عملکرد و کاربرد، حافظه بلند مدت می باشد.
همان طور که اشاره شد، از وظایف مهم این خانه ها که ارتباط مستقیم با غدد هیپوتالاموس مغز دارند، استخراج کهن ترین اطلاعات و اکتسابات می باشد که آثار آن در مدت زمانی حدود چندصدم ثانیه مشخص می شود. برای این که بتوانیم اکثر اطلاعات را در این خانه ها که گنجایش زیادی دارند (حدوداً % 70 از فضای حافظه به آنها اختصاص داده شده است) انتقال دهیم، نیازمند رعایت موارد زیر می باشد.

راهنمای نگهداری داده ها در حافظه بلند مدت

◊ دقت و تمرکز
دقت و تمرکز بر نکات و عبارات مهم هر مطلب و سعی در خلاصه برداری از آن ها.

◊ تکرار و افزایش سرعت پاسخ دهی
با رعایت موارد فوق، سرعت مطالعه افزایش می یابد و این عمل سبب می شود پالس های بیشتری به این خانه ها وارد شود و در نهایت جذب و ذخیره سازی حجم بیشتری از داده ها صورت گیرد. به عنوان مثال می توان به بازی دارت اشاره کرد که پرتاب ها ابتدا آرام و با تمرکز صورت می گیرند و پس از مدت زمانی که ذهن آشنایی کامل با اطلاعات پیدا نمود، سرعت عکس العمل مغز به طور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد. افزایش این مورد همراه با تمرکز، منجر به افزایش سرعت عکس العمل دیگر اعضاء بدن ما در زمان استخراج داده ها (یعنی پرسش از مغز) می شود که بکارگیری این موضوع یکی از مهم ترین کاربرد های تقویت حافظه در هنگام تست زدن محسوب می شود.

◊ سلامت ذهن
بی شک فرمانده بدن، مغز است که با هریک از اعضای بدن که دارای سنسورهای جذب اطلاعات می باشد رابطه ای متقابل و مستقیم دارد. اگر قسمتی از بدن دچار بیماری شود علاوه بر وظیفه خود که جذب قسمتی از اطلاعات است، پالس هایی از نقص خود به مغز اعلام کرده و به جای آن که ذهن ما اطلاعات وارد شده را ذخیره کند، درگیر ترمیم و یا برطرف کردن بیماری آن قسمت می شود. این امر یکی دیگر از مواردی است که ذهن ما را در خصوص انتقال اطلاعات به خانه های اصلی مسدود می کند. از جمله بیماری هایی که منجر به این امر می شود می توان به افسردگی مزمن، درگیریهای روحی روانی، بیماری های ناشی از غدد تیروئید، استرس و اضطراب مضر و ... اشاره کرد؛ پس مراقب سلامتی بدن خود باشیم.

◊ به اختصار نمودن اطلاعات
تکرار و یا مرور کردن، از دیگر عوامل موثر در تقویت و ثبت حافظه است، البته تکرار و مروری که واقعاً به صورت مختصر و مفید تهیه شده باشد. بهتر است اطلاعات به صورت خلاصه و
رمزی به مغز انتقال داده شود زیرا مدت زمان حفظ و نگهداری آن در سلول های ذهن بیشتر می شود. برای بهتر ضبط شدن مطالب می توانید روش تقارن سازی را نیز انجام دهید و این عمل برای اطلاعات دشوار و طولانی بسیار پرکاربرد است، به عنوان مثال هنگام مطالعه دروس تفهیمی که بعضاً دارای فرمول های طویل می باشند، می توانید فرمول ها را به صورت رمزی و یا ترانه ای تبدیل کنید. برای مثال می توان به کلرید آهن، سرب، پتاسیم و سدیم اشاره نمود که می توانید «کلرید آس پاس» بگویید.

◊ استراحت به مغز
استراحت به مغز را از ملزومات کار خود قرار دهید، زیرا هنگام فعال بودن سنسورهای جذب اطلاعات به طور پیوسته داده ها را به مغز منتقل می کنند. اگر مدت زمان مطالعه پیوسته و زیاد باشد اطلاعات میانی احتمالاً به طور کامل ذخیره نمی شوند، زیرا تمایل جذب به سمت داده های اولیه و آخریه بیشتر است. به همین علت پیشنهاد می شود بعد از هر 45 دقیقه مطالعه، 5 دقیقه استراحت ذهنی را در برنامه خود داشته باشید.

◊ مطالعه به روش تداعی کردن
یکی از بهترین روش ها جهت تسریع نمودن عکس العمل ذهن، تجسم گرایی از موارد ثبت شده است. به همین علت سعی کنید مطالب مهم را به صورت تجسمی در ذهن بسپارید، مثلاً بهتر است برای ثبت کلمه «غزلیات» در ذهن، اسم «حافظ» را تداعی و تکرار کنید. هر زمان که مجدد با یکی از دو کلمه فوق روبرو شویم یکی از آنها در ذهن تداعی می شود و به سرعت مغز شما مترادف و یا تجسم کلمه حافظ را به غزلیات مرتبط می نماید.

◊ بکارگیری حواس پنجگانه
برای ثبت اطلاعات قبل از خروج نهایی، سعی کنید حواس پنج گانه ای مثل گوش و زبان را مورد استفاده قرار دهید؛ یعنی هنگام مطالعه سعی کنید مطالب را با صدایی تقریباً رسا بخوانید. همین امر سبب چرخه ارتباطی بین زبان، گوش و مغز شده، در نتیجه عمل تثبیت اطلاعات در خانه های حافظه صورت می گیرد.

◊ حافظه ایده آل
یک حافظه خوب گویای این است که بدانید کدام مطلب را از قلم انداخته یا ذخیره نکرده اید و بدترین حافظه آن است که نداند چه مطالبی را فراموش کرده است. به همین علت اگر ذهن شما دنبال مطالب فرار و از یاد رفته است، بدانید حافظه خوبی دارید و آن را تقویت نمایید.

  • علیرضا گیتی گهر
  • شنبه ۷ اسفند ۹۵
علاقه مند به حوزۀ سیاست (روابط بین الملل) و IT (سئو، بلاگینگ و تولید محتوا)
اینجا از هر دو حوزه می نویسم؛ هر آنچه برام جالبه و فکر می کنم برای دانشجوهای علوم سیاسی و روابط بین الملل میتونه مفید باشه، به اشتراک می گذارم.
در زمینۀ IT هم حرفهایی دارم که البته در مقابل بزرگان این حوزه، صرفا وقت گذرونیه :-)
دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید