۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «لیبرالیسم» ثبت شده است

فصل اول کتاب تحول در نظریه های روابط بین الملل: لیبرالیسم و تحولات آن

  • لیبرالیسم در بدو شکل گیری روابط بین الملل بر آن مسلط بود.
  • ریشه لیبرالیسم مدرن را در نارضایتی از نظام جهانی موجد جنگ جهانی اول می دانند.
  • 1921 اولین کرسی رشته روابط بین الملل در بریتانیا به نام ویلسون پایه گذاری شد.
  • مهمترین وجه معرف نظریه های لیبرال : باور به امکان تحول در روابط بین الملل به شکل همکاری ، کاهش تعارضات ، نهایتا نیل به صلح جهانی
  • چهار محور اصلی نظریه های لیبرال :
  • صلح دموکراتیک (democratic peace):حکومتهای لیبرال طی 200 سال گذشته یایکدیگر نجنگیده اند.با دیگران جنگیده اند.==‹لزوما صلج طلب نیستند اما می تواند در میان آنها منطقه صلح شکل بگیرد. فرض این نظریه این است که صلح می تواند گسترش یابد. واضع این نظریه را کانت در قرن 18 میدانند.

کانت : صلح مستلزم حکومتهایی است مبتنی بر قوانین اساسی جمهوری خواهانه است.که سه چیز را تعیین می کند :

  • احترام به آزادی فردی
  • منشا مشترک و واحد قانونگذاری و تفکیک میان اقتدار اجرایی و تقنینی
  • برابری سیاسی شهروندان.

کنترل شهروندان بر حکومت و هزینه های جنگ باعث می شود جنگ منتفی شود.

یک فدراسیون صلح لازم است تا صلح را میان دولتهای آزاد برقرار کند.نوعی پیمان عدم تجاوز متقابل و نوعی نظام امنیت دسته جمعی

مایکل ماندلبوم : نظریه لیبرال تاریخ که در آن سه عنصر لیبرال یکدیگر را تقویت می کند:

  •  صلح به عنوان مرجع روابط بین کشورها
  • دموکراسی به عنوان راه بهینه سازماندهی حیات سیاسی در درون انها.
  • بازار آزاد به عنوان وسیله اصلی تولید ثروت.
  • فراملی گرایی :ورای روابط میان دولتها و میان کنشگران غیر از دولتها تاکید دارد.این روابط بر روابط بین دولتها نیز تاثیر دارد.

کتاب روابط فراملی و سیاست جهانی ( نای و کیون ) اولین اثر در مورد کنشگران غیر دولتی بود.تاکید بر این بود که دولتها کنترل خود را بر رویدادها کم وبیش از دست داده اند.

مسئله مهم چگونکی تاثیر این بازیگران غیر دولتی بر رفتار حکومتهاست ؟ به نظر کیون و نای روابط فراملی در سطح عام حساسیت جوامع را نسبت به هم افزایش داده و از طریق در روابط میان حکومتها تاثیر می گذارد

5 تاثیر می تواند داشته باشد:

  • تغییرات نگرشی : تعاملات میان افراد از کشورهای مختلف می تواند باعث تغییر در افکار نخبگان و غیر نخبگان شود
  • پیشبرد کثرت گرایی ب. م : منظور پیوندهای میان گروههای ذی نفع ملی در ساختارهای فراملی است.
  • ایجا وابستگی و وابستگی متقابل
  • ایجاد ابزارهای جدید تاثیرگذاری
  • ظهور کنش گران خود مختار یا شبه خودمختار.

در سیاست جهانی صرف شناختن دولتها نمی توان نظام بین الملل را فهمید و دست به پیشبنینی زد.

می توان فرگوسن و منزبارخ را اصلی ترین ارایه دهندگان فراملی گرایی دانست.در نظر آنها ظهور هویت های جدید مورد توجه است.هویتهایی چون هویت دینی جایگزین هویت شهروند در عصر نظام بین الملل می شود.مرزهای  سرزمینی اهمیت خود را از دست می دهند.وی مفهوم فضای سیاسی را جایگزین مفهوم سرزمین نمود.

  • تکیه بر نقش تجارت ( تجارت ، ارتباطات ، وابستگی متقابل جهانی )

کانت : پیوندهای اقتصادی میان کشورها باعث همگرایی فزاینده می شود.

وابستگی ملتها باعث می شود که دیگر سود یکی به معنای زیان دیگری نباشد و سود و زیانها جنبه متقابل پیدا نمیایند.(لئونارد وولف).

تجارت جهانی فی نفسه باعث صلح نمی شود بلکه در این شرایط هزینه جنگ افزایش می یابد.و در نتیجه از جنگ اجتناب می شود.

  • نظریه های اقتصادی همگرایی (integration)

همگرایی یعنی شرایطی که در آن کنشگران به اجتماع جدیدی برسند.

  • اتحادیه گمرکی ( همگرایی منطقه ای ) : درون اتحادیه تجارت آزاد شکل می گیرد.یک تعرفه مشترک علیه دیگران اتخاذ می شود ، افراد عضو می توانند کالاهای ارزان تر بخرند ( تجارت آفرینی trade creation ) اما به دلیل موانع گمرکی در برابر سایرین نوعی تحریف تجارت (trade diversion) صورت می گیرد. ( نمی توانند از کالاهای ارزان سایرین استفاده نمایند ).

باید محاسبه شود اثرات تجارت آفرینی بیشتر است یا تحریف تجارت.

حداکثر رفاه با تجارت جهانی کاملا آزاد محقق می شود.

  • نظریه ارتباطات کارل دویچ : شاخصه همه اجتماعات میان اشخاص وجود چشمگیری از مبادلات است.جوهره مردم وجود ارتباطات است . یعنی توانایی انتقال پیام ، فهم آن و پیش بینی پذیری رفتاری به شکلی متقابل.
  • اجتماع سیاسی : مجموعه ای از افراد یا گروهها مانند دولتها ، که تناسب متقابل رفتار آنها برای تصمیم گیری سیاسی پیوند آن را به وجود می آورد.
  • اجتماع امنیتی: اجتماعات سیاسی که جنگ از میان آنها حذف شده است.مانند ناتو.
  • دویچ به دو نوع اجتماع امنیتی اشاره دارد :
  • اجتماع امنیتی ادغام شده مانند آمریکا (amalgamated)
  • اجتماع امنیتی کثرت گرا مانند ناتو(pluralistic)
  • مجموعه ای از شرایط لازم نه کافی برای شکل گیری اجتماع امنیتی یا همگرایی :
  • سازگاری متقابل ارزشهای اصلی مربوط به رفتار سیاسی
  • یک راه زندگی متمایز و جذاب
  • انتظار نیل به پیوندهای اقتصادی قویتر
  • افزایش چشمگیر در ظرفیتهای سیاسی و اداری در حداقل برخی از واحدهای شرکت کننده
  • رشد اقتصادی برتر حداقل برخی از واحدهای شرکت کننده
  • وجود نوعی پیوندهای ناگسستنی در ارتباطات اجتماعی در ورای مرزهای شرکت سرزمینهایی که قرار است همگرایی در نها صورت بگیرد.
  • وسعت یافتن نخبگان سیاسی برای کل اجتماع بزرگتر
  • تحرک نسبتا بالای جغرافیایی و اجتماعی اشخاص
  • تعدد دامنه ارتباطا ت و مبادلات متقابل
  • بسامد بالای تغییر در نقشهای گروهها در میان واحدهای سیاسی
  • حدبالایی از پیش بینی پذیری متقابل رفتارها
  • انتقاد به این نظریه :
  • عامل و نتیجه مخدوش شده اند و نوعی همان گویی اتفاق افتاده است.(tautology)
  • مشخص نیست که اینها تنها عوامل باشند.
  • نظریه وابستگی متقابل
  • یکی از نظریه هایی است که ریشه در طرز تفکر بین المللی گرایانه یا انترناسیونالیستی دارد که بر مبنای آن امور دنیا به طور عینی در جهت جهانی شدن است و به شکل همکاری بین دولتها منعکس می شود ، جریانی مثبت و در راستای صلح  و رفاه جهانی است.
  • این نظریه ریشه در همگرایی منطقه ای دارد.
  • تعریف : وابستگی متقابل به مفهوم نظامی است که در آن دولتها معمولا در نردبان موقعیت بین الملل با هم بالا و پایین می روند.( روزکرانس و سایرین )
  • قدرت ( کیون و نای ) : توانایی یک بازیگر به انجام کاری که طرف مقابل در صورت عدم وجود قدرت آن را انجام نمی داد و با هزینه ای که از نظر بازیگر قابل قبول باشد.
  • حساسیت : درجه واکنش در یک چهارچوب سیاست گذاری
  • آسیب پذیری : قابلیت یک بازیگر در تحمل هزینه های تحمیلی ازوقایع خارجی ، حتی پس از تغییر سیاست گذاری.
  • هزینه : در مقابل سود قرار می گیرد.
  • تقارن : وابستگی دوجانبه به طور مساوی و در حالت توازن است ( روابط شمال-شمال ).
  • عدم تقارن : یک طرف به طرف دیگر کاملا وابسته است ( روابط شمال-جنوب ).
  • مهمترین انتقادات متوجه نارسایی مفاهیم وابستگی متقابل است.
  • وابستگی متقابل مانند موازنه قدرت به این علت اهمیت یافته که فاقد دقت است و می تواند مجموعه ای عظیمی از موضوعات را بپوشاند.
  • نهادگرایی لیبرال و نولیبرال (تاکیر بر نقش نهادهای نظام بین الملل)
  • این اصطلاح در پیوند با مفهوم رژیمهای بین المللی (international regimes) است و گاه این دو به یک معنا استفاده می شوند.
  • رژیمها به معنای قواعد و هنجارهایی اند که رفتار را در حوزه های خاص موضوعی فعالیت بین الملل تنظیم می کنند .سازمانهای بین المللی نیز بازوهای اداری رژیمها بین المللی اند.

نهادگرایی لیبرال :

  • کارکرد گرایی : با نام دیوید میترانی در پیوند است.کتاب نظام صلح

کارآمد.

  •  نمی توان به صلح از طریق موافقت نامه امیدوار بود و باید در عمل به آن تحقق بخشید.راه آن فعالیت مشترک است.
  • اقتصاد و سیاست را می توان از هم جدا نمود.آنچه به اقتصاد مربوط می شود در قسمت low politic است و امکان همکاری در آن هست.

انتقاد : مشخص نیست که چگونه از حوزه اقتصاد به همکاری در حوزه سیاسی می رسد.و نیز جنبه هنجاری آن زیاد است.

  • نوکارکردگرایی : ارنست هاس ؛ بعد هنجاری کارکرد گرایی را کنار گذاشته است.
  • هدف نوکارکرد کرایی این بود که چرا و چگونه حکومتها حاکمیت خود را رها می کنند و در هم ممزوج می شوند و فنون جدید برای حل و فصل تعارضات میان کشورها تدبیر می گردد
  • استدلال ها برپایه وحدت اروپا استوار است.
  • اقتصاد و سیاست کاملا از هم جدا نیستند
  • نوکارکرد گرایی منفعت طلبی را مسلم می گیرد و برای مشخص کردن برداشتهای ذهنی کنشگران برآن تکیه می کند.
  • یکی از مفاهیم مهم مورد استفاده هاس سرایت یا سرریز است (spill-over)
  • ابعاد مختلف حیات اقتصادی به هم مرتبط است و همکاری در بخشی همکاری در بخش دیکر را می طلبد.این را همگرایی بخشی sector integration گویند.
  • این سرریزی در حوزه سیاست هم دیده می شود.
  • این سرایت خودبه خود صورت نمی گیرد و گاهی عملا بسیار مشکل است و اینجا نهادهای فوق ملی نقش میانجی را ایفا می کنند و با تشویق طرفین به امتیاز دادن به هم در حوزه های مختلف به همگرایی کمک می کنند.
  • انتقادات :
  • عدم توجه کافی به اهمیت تداوم ملی گرایی،استقلال بخش سیاسی ، و تعامل میان محیط بین الملل و منطقه همگرا
  • دهه 1960 افول همگرایی اروپا ، بحران این نظریه
  • کارکرد گرایان در کل به نقش دولتها و رهبران و همچنین مسایل مربوط به قدرت به اندازه کافی توجه نکرده اند.
  • برخلاف تصور و امید کارکردگرایان و نوکارکردگرایان این مسایل غیر سیاسی بوده اند که جنبه های سیاسی گرفته اند نه بالعکس.

نهادگرایی نولیبرال:

  • رابرت کیون مهمترین نظریه پرداز این نظریه
  • کیون این مفرضات واقع گرایی را می پذیرد:
  • نظام بین الملل آنارشیک است و اصل خودیاری برآن حاکم است.
  • دولتها کنشگران اصلی در روابط بین الملل هستند
  • دولتها به شکل کنشگرانی یکپارچه و عقلانی و بر اساس تامین منافع ملی رفتار می کنند
  • برای دولتها توانمندی اهمیت دارد
  • میان ایجاد رژیمهای بین المللی و قدرت ارتباط وجود دارد( هژمونی آمریکا)
  • قدرت و وابستگی از هم مستقل نیستند و وابستگی متقابل نامتقارن نوعی از قدرت است.
  • هدف کیون : نشان دهد همکاری قابل تداوم است و حتما بعد از افول هژمون به شکلی با ثبات ادامه پیدا می کند.هنگامی که به همکاری بعد از هژمون می اندیشیم باید به فکر نهادها بیفتیم.
  • پایه های نظریه: کشورهای کنشگران ذره ای هستند که می کوشند دستاوردهای مطلق خود را به حداکثر برسانند و به دیگران کاری ندارند ، اما اگر منفعت را در همکاری با دیگران بدانند همکاری می کنند.بزرگترین مانع همکاری میان دولتهای عقلانی ( به بیشتر شدن سود خود فکر می کنند ) تقلب است(cheating)که نهادهای بین المللی می توانند براین مسئله فایق آیند.
  • او تاکید واقع گرایان را بر تعیین کنندگی آنارشی بین المللی نمی پذیرد.
  • ازدیدگاه نولیبرالها آنارشی به معنای هرج و مرج نیست و ترتیبات مبتنی بر همکاری در آن ممکن است.
  • مهمترین تمایز نولیبرالها و نوواقع گرایان تاکید گروه نخست بر دستاوردهای مطلق (absolute gains) و تاکید دومی بر دستاوردهای نسبی (relative gains) است.
  • کم توجهی نولیبرال ها به نقش انگاره ها و عوامل فرهنگی مورد انتقاد سازه انگاران است
  • فمینیستها معتقدند که نولیبرالها به دلیل نگاه اثبات گرایانه نمی توانند موضوعاتی مهم مانند هویت و بحثهای جنسیتی را وارد بحث کنند. و از این نظر بخشی از جریان اصلی مردانه حاکم بر ر.ب است.
  • علیرضا گیتی گهر
  • چهارشنبه ۱ شهریور ۹۶

اسلام و لیبرالیسم؛ سخنی در چند و چون ارتباط اسلام و لیبرالیسم

1.1. در اخلاق، لیبرالیسم را می توان با قانون پرستی یا شرع پرستی و سخت گیری یا سخت رفتاری در تقابل نهاد. لیبرالیسم از هر یک از این دو آیین اخلاقی انعطاف پذیرتر است.

1.1.1. قانون پرستی یا شرع پرستی آن نوع اخلاقی است که در پی آن است که برای هر اوضاع و احوال متصوری که در آن گزینش اخلاقی در میان می آید قاعده ای توصیه کند؛ یا آن نوع روحی هایی است که در هر اوضاع و احوالی از آنچه یگانه قاعده اش می پندارد تبعیت می کند. در واقع نیز، پاره ای از نظام های اخلاقی قواعد رفتاری به غایت مفصل و مشروحی ساخته و پرداخت اند که صرف به خاطر سپردن و به یاد آوردن آنها کاری است طاقت فرسا، چه رسد به رعایت آنها. هرچه ، در مقام عمل، حتی این نظام های اخلاقی هم همیشه، بر حسب مقتضیات وضع و حال کمابیش انعطافی از خود نشان داده اند. به هر حال، قانون پرستی به قیمت تغافل ورزی از ملاحظات اخلاقی واقع نگرانه وسیع تر، برای الفاظ قانون و شرع و برای ظواهر و نهادهای قانونی و شرعی حرمتی افراطی قائل است. گفته شد که قانون پرست هم بر یک نوع اخلاق اطلاق می شود و هم بر یک نوع روحیه. اگر حق داشته باشم، در اینجا، ارزش داوری ای بکنم، باید بگویم که احتمالا روحیه و نگرش قانون پرستانه بسیار خطرناکتر از نظام اخلاقی قانون پرستانه است.

مصطفی ملکیان

دانلود کامل مقاله

  • علیرضا گیتی گهر
  • جمعه ۲۷ مرداد ۹۶
علاقه مند به حوزۀ سیاست (روابط بین الملل) و IT (سئو، بلاگینگ و تولید محتوا)
اینجا از هر دو حوزه می نویسم؛ هر آنچه برام جالبه و فکر می کنم برای دانشجوهای علوم سیاسی و روابط بین الملل میتونه مفید باشه، به اشتراک می گذارم.
در زمینۀ IT هم حرفهایی دارم که البته در مقابل بزرگان این حوزه، صرفا وقت گذرونیه :-)